شنبه شب در تالار وحدت برنامه ای از سری برنامه های 
"شب های موسیقی" برگزار شد که ویژه موسیقی استان کهگیلویه و بویر احمد بود. همولایتی های مقیم تهران با اس.ام.اس همدیگر را خبر کردند تا در قلب شهر تهران آواز های سرزمین مادری را دسته جمعی بشنوند و نوستالوژی پنهان خود را در یکی از بزرگترین تالارهای شهرآشکار کنند. خیابان شهریار در جلوی تالار وحدت دیشب آن همه لر کهگیلویه و بویر احمد را به خود ندیده بود. از معدود جاهایی بود که همولایتی های من لهجه خود را پنهان نمی کردند. زبان رسمی خیابان شهریار برای ساعاتی شده بود لری.
برنامه در تالار با ساز(کرنا) و نقاره شروع شد و بعد تکنوازی سنتور بود که هیچ ربطی به موسیقی استان کهگیلویه و بویراحمد نداشت.( لابد نوازنده از بچه های استان بود)بعد هم آواز نوجوانی با کمانچه همراهی می شد.کمانچه آیا در موسیقی محلی ما جایی دارد؟(این فقط یک سئوال است).
رقص های محلی همراه با ساز و نقاره بخش دیگری بود که مجری برنامه رقص را حرکات موزون خواند و همین کار این خراب کرد ، چرا که ناموزونی از سر و روی حرکات می بارید و تلاش بی وقفه و پیگیرانه یکی از افراد گروه برای هماهنگ شدن با بقیه اسباب خنده شده بود که تا آخر برنامه به جایی نرسید. یکدست نبودن لباس ها و تنوع رنگ هم ریتم بصری را برهم می زد. گویی تهیه لباس یک دست و یک رنگ که یک عنصر ثابت در اجرای موسیقی گروهی است، کار دشواری بود .
در بخش دیگری از برنامه باز هم ساز و آواز موسیقی سنتی بود که مجری برنامه اعلام کرد این بخش ربطی به موسیقی محلی و مقامی ما ندارد و صرفا جهت نشان دادن توانایی های یچه های استان در زمینه های دیگر است.( لابد اگر بچه های استان موسیقی پاپ هم بلد بودند در برنامه گنجانده می شد).
به هر حال تالار وحدت تنها تالار موسیقی کشوراست که بزرگانی چون محمدرضا شجریان، فرهاد فخرالدینی، لوریس چکناواریان و دیگرانی بار ها و بارها در این مکان به اجرای برنامه پرداختند و حضور یک گروه از استان کهگیلویه و بویراحمد در این مکان بزرگ می توانست به فرصتی برای معرفی موسیقی این استان باشد که نشد. به نظر می رسد که موسیقی ارائه شده همه بضاعت استان ما نبوده است و این برنامه یک معرفی ناقص از موسیقی استان کهگیلویه و بویراحمد بوده است که گاهی نبودنش بهتر از بودن آن است

برنده جایزه نوبل ادبی
