اگر صادق چوبک الان زنده بود و قرار بود جامعه ما را دوباره در سنگ صبور روایت کند چه می نوشت؟ پاسخ به این سئوال یکی از راحت ترین کارهای جهان است. جامعه امروزی ما آن قدر کثافت دارد که چوبک می توانست از آن صدها "سنگ صبور " استخراج کند.
چوبک اگر زنده بود می توانست هر روز از دل صفحه های حوادث روزنامه های ما هزاران سیف القلم – همان قاتل مشهور شیرازی رمان سنگ صبور- استخراج کند.می توانست از درون صفحه اجتماعی همین روزنامه های توقیف شده و درشرف توقیف هزاران پیرزن که نه، صدها مرد و زن پیدا کند که مانند جهان سلطان- اگر نه توی طویله- در بیغوله های روستاها و پیاده روهای شهرها زیر لحاف پاره ای می خوابند و – اگر نه پایین تنه شان - دل شان کرم گذاشته است. کرم هایی از فقر و نداری و حسادت و ریا و دروغ.
اگر چوبک زنده بود و اینجا زندگی می کرد،آن قدر "بلقیس" دور و اطرافش می دید که شوهری تریاکی دارند و برای ادامه زندگی و احتمالا خرج دود دم شوهرشان تن به هر "احمد آقا"یی بسپارند و البته درهیچ روزنامه ای هم نوشته نشوند.
اگر چوبک زنده بود "سنگ صبور" می توانست به جای "کلیدر" دولت آبادی رمان چندجلدی ادبیات ما باشد.
اگر صادق چوبک زنده بود...
