موج نو در امواج تلویزیون
احمدرضا احمدی شاعر معاصر شنبه شب در برنامه
"دوقدم مانده به صبح" حاضر شد و به گفتگو وشعرخوانی پرداخت. اینکه یک شاعر فارسی گوی معاصر در یک شبکه تلویزیونی فارسی زبان در یک مملکتی که زبان رسمی اش فارسی است، حاضر شود و شعر بخواند درماهیت خود یک واقعه عادی است و نمی تواند تعجبی را برانگیزد. اما آنچه درسال های پس از انقلاب بر تلویزیون ما گذشته است ،از یک سو و آنچه بر روزگار شاعران و نویسندگان مستقل ما رفته است، از سوی دیگر، آن را به یک موضوع مهم بدل کرده است.درست مثل اینکه بگویند امروزدر عراق هیچ بمبی منفجر نشد و هیچ آدمی کشته نشد. پس بر ما خرده نگیرید که ذوق زده شویم اگر یک بار هم که شده به جای حمید سبزواری و موسوی گرمارودی و عباس براتی پور، شمس لنگرودی یا احمدرضا احمدی راببینیم که دارند شعر می خوانندو در گوشه تصویر هم نشان یک شبکه از صدا وسیمای جمهوری اسلامی دیده می شود.
این رویکرد صدا وسیما بدون شک واکنش های بسیاری رابه دنبال خواهد داشت. یک واکنش که به گروهی اختصاص دارد که بلافاصله تلویزیون را متهم خواهد کرد که ازچهره های فرهنگی منفور و احتمالا عضو دفتر فرح دعوت کرده و در تیراژ میلیونی تکثیر کرده است و بیت المال مسلمین را در خدمت ترویج اندیشه های غربی و الحادی و ضد دینی و...قرار داده است. واکنش دیگر راگروهی از هواداران ادبیات مستقل بروز می دهند که عموما در وبلاگ های خود به امثال احمدرضا احمدی حمله خواهند کرد که با این حرکت، به تلویزیون، وجهه فرهنگی می دهند و ادبیات مستقل را دستمایه بازی های سیاسی حکومت می کنند. هرکه هرچه می خواهد بگوید .اما آنچه من در برنامه دوقدم مانده به صبح و شعرخوانی احمدرضا احمدی دیدم هیچکدام اینها نبود.تلویزیون و برنامه مذکور با دعوت از شاعران مستقل برنامه خود را متنوع تر و پربارتر کرده است و گروهی را به مخاطبان خود اضافه کرده است.( که این از وظایف و مسئولیت های رسانه است).
از سوی احمدرضا احمدی هم هیچگونه باج دهی یا کوتاه آمدن از مواضع روشنفکری اش دیده نشد. در جاهایی که مجری برنامه با همه جسارتی که در دعوت از امثال احمدرضا احمدی به خرج می دهد، از آوردن نام فروغ فرخزاد معذوراست, احمدرضای شاعر با نام بردن از او و صادق هدایت و بهرام صادقی این نقیصه را جبران می کند.
تلویزیون ایران و ادبیات معاصر و مستقل ایران دو واقعیت اند که دو گروه مختلف فرهنگی، سعی در دیدن گزینشی و دلخواه یکی از این دو دارند. به همین جهت این دو واقعیت را با هم تاب نمی آورند. یکی تلویزیون را بی حضور شاعران ونویسندگان مستقل می خواهد و دیگری احمدرضا احمدی را شاعری محصور در دیوارهای خانه اش.
هردوگروه ترس ( و شاید هم شانتاژ) را کنار بگذارند، احمدرضا احمدی بعد از برنامه به خانه اش رفت بی آنکه شاعری دولتی شود و تلویزیون هم هنوز صدا و سمای جمهوری اسلامی مانده است.