اولين تجربه هاي معلمي من و حکومت داري احمدي نژاد
بيست و سه ساله بودم که به عنوان دبير به تدريس مشغول شدم. در انبان تجربه هاي خود تنها شيوه کلاس داري دبير زبان انگليسي سال اول دبيرستانم را اندوخته بودم که به زور نمره منفي،اخراج از کلاس و حتي تنبيه بدني تدريس زبان انگليسي را دربي زباني و سکوت ما به انجام مي رساند. الان که به آن روزها نگاه مي کنم مي بينم که زنگ تفريح بعد از کلاس زبان انگليسي اولين تجربه هاي من از نسيم روح نواز آزادي هم بوده است. گويي که از اختناقي هزار ساله رسته باشم. با اين تجربه تدريس را آغاز کردم. دفتري تهيه کردم و خودکار قرمزي براي نمره منفي و البته عمدي در نشان دادن آن به دانش آموزان. تدريس را شروع کردم همراه با به کار بردن شيوه هايي که در خزانه تقريبا خالي تجربه هايم داشتم، اما کارگر نيفتاد. اخراج از کلاس،بگو مگو با دانش آموزان و رديف کردن نمرات منفي با خودکار قرمز جلوي نام بسياري از دانش آموزان ادامه داشت اما سکوتي که انتظار داشتم حاکم نشد.بلکه همهمه،جيغ و صداهاي عجيب و غريبي که از آمبولانس گرفته تا صداي گربه و حيوانات ديگر بود که از سي و چند نفر دانش آموز کلاس شنيده مي شد. تنها تجربه من براي کلاس داري شکست خورده بود تا خرداد ماه بيايد و سال تحصيلي تمام شود، عمري بر من گذشت. فراموش کرده بودم که از سال اول دبيرستان من 8-7 سالي گذشته است و دانش آموزان آنقدر سر به راه نيستند که ما بوديم. فراموش کرده بودم که دبير زبان انگليسي سال اول دبيرستان من بيست و پنج سالي از ما بزرگتر بود و من تنها چهار سالي با برخي دانش آموزان فاصله سني داشتم و....
اکنون و از پس سال ها که تجاربي از همکاران پيشکسوتم را در دست دارم شيوه حکومت داري احمدي نژاد مرا به آن سال ها مي برد. رئيس جمهور دوره نهم تنها مديريت کلاني که درانبان تجربه هايش داشت شهرداري تهران بود. همکاراني که با خود از آنجا آورده بود و قرار بود با همان تجربه و همان همکاران،کشوري با 70 ميليون ارباب رجوع را اداره کند. چهار سالي که گذشت پر است از مواردي که در مديريت 27 ساله در جمهوري اسلامي سابقه نداشته است. "پيچاندن گوش مسئولين " در سخنراني هاي عمومي،انتظار تبعيت محض از مديراني که گاه بيشتر از او سابقه مديريت کلان داشته اند،عدم تحمل هيچ انتقادي از سوي نزديک ترين افراد و از همه مهم تر بي اعتنايي آشکار به تجربه مديران گذشته نظام و تخطئه روشهاي مديريتي آنان و البته اصرار بيش از اندازه بر اين مواضع، با احمدي نژاد همان کرده است که با من در پايان اولين سال معلمي ام.
برکناري بي ضابطه نزديک ترين وزراي کابينه به افکارو انديشه هاي رئيس جمهور تنها بر سر مخالفت با يک تصميم اشتباه(آنچنان که از خبرها برمي آيد) و عدم توجه به پيامدهاي آن و البته اصرار بر اين روش ها که مردم و مسئولين نتايج آنرا بطور زنده و مستقيم مشاهده مي کنند، همه و همه از احمدي نژاد مردي تنها ساخته است.آيا آمار کساني که هم توانايي اداره يک وزارتخانه را داشته باشند وهم بتوانند خود را تمام و کمال دراختيار فرامين رئيس جمهور دوره دهم بگذارند آن قدر هست که او بتواند از ميان آنها دست به "انتخاب" بزند؟ آيا او مي تواند به اندازه صندلي هاي هئيت دولتش نيروهاي مفيد و موثر( حتي براي عملي کردن انديشه هاي خودش) فراهم آورد؟
