پیداکردن موضوعات و موجودات بی آزار(!) در این چندماهه اخیر برای نوشتن سرمقاله در یک روزنامه کار دشواری شده است.امروز این موجود پیدا شده است: تغییر نظام آموزشی. اما چندان هم نمی توان به این موجود خوش بین بود ممکن است همین تغییر نظام آموزشی هم شاخی بشود چندشاخه .(برای اینکه این وبلاگ تا عنکبوت نبندد در اینجا می آوردم وگرنه...

يكي از اصطلاحات كليدي كه  در نظام هاي آموزشي جهان مباحث گوناگوني را به خود اختصاص داده است و هر ساله  ده ها همايش پيرامون اين موضوع و راهكارهايي براي كاهش آن در دانش آموزان و خانواده های آنان و كل نظام آموزشي ترتيب داده مي شود و صدها مقاله ، كتاب  و پژوهش در اين باره چاپ و منتشر مي شود "اضطراب" است.

روانشناسان ،مشاوران ، معلمان و متوليان آموزش نكات فراواني را در اين باره به خانواده ها و دانش آموزان توصيه مي كنند تا تاثير  اين "معضل " بزرگ و" آفت" يادگيري را از بين برده و يا كم كنند .اين موضوع اما گويي در حد توصيه و نوشتن كتاب و مقاله ، آن هم براي خواندن دانش آموزان ، خانواده ها و اولياي مدرسه مانده است  . متوليان اصلي نظام آموزش و پرورش و مديران رده بالاي اين وزارتخانه  عريض و طويل گويي خود را بي نياز از توجه به اين معضل مهم مي دانند و هر روزه با مصاحبه در مطبوعات يا ارسال بخشنامه هاي گوناگوني كه گاه در تضاد كامل با همديگر نيز مي باشند نه تنها كمكي به كاهش این عامل مزاحم در امر آموزش و یادگیری نمیکنند ،که خود عملا به عاملی تشدید کننده دراین باره تبدیل شده اند .انبوه سئوالات بی جواب دانش آموزان وخانواده های آنها پیرامون وضعیت پیش دانشگاهی درسالهای آینده نشان ازتشدید اضطراب درمیان آنان دارد .

نگارنده به عنوان یک دبیر هنوز نمی توانم جواب قاطعی به سئواات و تردیدهایی که ذهن دانش آموزان وخانواده های آنان  راانباشته ،بدهم .که البته دلیل آن واضح است ، دبیران، مدیرمدرسه وحتی مسئولین آموزش وپرورش نیزخودبه جوابی قانع کننده نرسیده اند.

موضوع تغییرنظام آموزشی سالهاست که نقل محافل فرهنگی ورسانه ای کشوراست ،بدون آنکه توجهی به تبعات روانی این مباحث درجامعه شود.حجم بالای اخبار،تفاسیرو تحلیل هایی که پیرامون این موضوع منتشر میشود نه تنها هیچ کمکی نمی کند بلکه واجداطلاعات دقیقی برای مخاطبان نیست.آخرین موردآن واکنش هایی است که به طرح تغییرنظام ابراز شده است.هنوز بسیاری از مخاطبان این اخبار دقیقا نمی دانند این نظام ازکی تغییر می کند؟پیش دانشگاهی این حلقه واسط آموزش وپرورش وآموزش عالی چه زمانی حذف می شود؟

حالا تصورکنیدنوجوانانی راکه درافق پرابهام روبه رو ورودبه داشگاه راجستجومی کنند.وخانواده هایی که درپی آینده نگری برای فرزندان خود برمی آیندو نمی دانند متناسب به کدام نظام آموزشی برنامه ریزی خودراانجام دهند.

بدون تردید تغییرنظام آموزشی کشوربعداز طرح هدفمندکردن یارانه ها یکی از موضوعاتی  است که خانواده های ایرانی راباخوددرگیرکرد ه وآنان رابه تکاپووادار خواهدکرد.باتوجه به گستردگی این تغییرات ودامنه ارتباط آن با زندگی روزمره مردم رسانه ای کردن تصمیماتی که نه شفافیت رالازم دارند ونه زمان اجرای آن معلوم است تنهابه افزودن ابهام درفضای اجتماعی کشور وتزریق اضطراب-  این عمل مهم افت تحصیلی وسرخوردگی جوانان ونوجوانان مشغول به تحصیل - منجر می شود

علام شتابزده برخی تصمیمات ودرمواردی اعلام لغو ومنتفی شدن آنها نه تنهاکمکی به بالابردن بیلان کاری مسئولان مربوطه نمي كند بلكه عملا به عاملي براي افزايش بي اعتمادي خانواده ها به نظام آموزشي و متوليان آن تبدیل خواهد شد.