هرکس شلیک کند، خودش کشته خواهد شد!

سرمقاله روز دوشنبه 23اسفند 89 روزنامه ابتکار

سونامی و زلزله‌ای که در روزهای گذشته، ژاپن را به تیتر یک رسانه‌ها تبدیل کرده بود؛ اگرچه خود شوک‌آور بوده است، شمار قربانیان آن (که در روزهای اول با به رخ‌کشیدن تکنولوژی صنعتی و ساختمانی ژاپن انگشت‌شمار اعلام می‌شد) هم‌اکنون به گفته برخی از مسئولان پلیس این کشور از مرز ده‌هزار نفر تجاوز کرده است. این موضوع نشان می‌دهد که انسان آنچنان‌که فکر می‌کند، در برابر طبیعت قدرتمند نیست و ایمنی بشر را حتی تکنولوژی‌های پیشرفته نیزتضمین نمی‌کند.

این موضوع اگرچه جای سخن فراوان دارد، اما می‌توان از آن به‌عنوان تمثیلی استفاده کرد و در فضای کنونی کشور به ‌کار برد تا آنان که این روزها بر طبل هتاکی و فحاشی و بی‌قانونی می‌کوبند، فکر نکنند که همیشه پشت سر جماعت هتاک ایستاده‌اند؛ بلکه گردش روزگار ممکن است آنان را روزی مقابل هم قرار دهد و مشت‌هایی که هم‌اکنون برای حریفان گره می‌شود و دهان‌هایی که برای فحاشی و دریده‌گویی به رقیبان و خانواده‌هایشان گشوده می‌شود، روزی حامیان را نیز نشانه رود و این البته تنها خصلت گردش ایام نیست؛ بلکه از همان جا نیز سرچشمه می‌گیرد که حامیان هتاکی و فحاشی با حمایت از این رفتارها به آن مشروعیت می‌بخشند و به هتاکان و فحاشان می‌فهمانند که این سلاحی است که در هر زمان می‌توان انگشت بر ماشه آن فشرد و هرکه را خواست نشانه رفت.

نگاهی به چهره‌های این هتاکان (چه به‌صورت زنده و چه به‌واسطه تصاویر ) نشان می‌دهد این افراد منطق را بسته‌اند و نطق را گشوده‌اند و چنان سخن می‌گویند که گویی حق مطلق نزد آنان است و به این نمی‌اندیشند که حق هیچ‌گاه به باطل فحاشی و هتاکی آلوده نمی‌شود. حق حتی بر زبان نیامده، خود گویاست. بدون تردید اعتماد بر این جماعت، تکیه بر باد است و بلکه اعتماد به طوفان.

در ناکارآمدی این جماعت همین بس‌که تنها زمانی به کار می‌آیند که حرمت‌ها بشکنند و مرزهای اخلاق و قانون و مذهب را زیر پا بگذارند. وگرنه هرگاه پای حرمت و اخلاق و قانون و مذهب باشد، این گروه‌ها چنان می‌گریزند که جن از بسم الله.

×××

در این وادی هیچ‌کس ایمن نیست. هرکس هیزمی بر این آتش بیفزاید، کنترلی بر شعله‌ها ندارد و دامن خود را نیز در معرض سوختن قرار می‌دهد. گلوله‌ها چشم و گوش ندارند که حریف را بشناسند. تنها از انگشتی فرمان می‌برند که ماشه را می‌فشارد. اینجا هرکس شلیک کند، خودش کشته خواهد شد.

*عنوان مطلب برگرفته از شعری از شاعر معاصر "رسول یونان" است

قلم از کف نهاده، کف به دهان آورده

 سرمقاله روز دوشنبه 16 اسفندماه روزنامه ابتکار

این روزها در فضای مجازی، فیلمی پخش شد که در یک طرف آن، زنی با حجاب ایستاده است و در طرف دیگر آن، مردی با محاسن سیاه دهان به فحاشی گشوده و رکیک‌ترین الفاظ را نثار زن می‌کند. در پس زمینه‌ هم صدای اذان پخش می‌شود.

این فیلم نه قسمتی از فیلم «بدون دخترم هرگز» است که ارزش‌های اسلامی ایران پس از انقلاب را نشانه رفته باشد، نه محصولی جدید از شرکت‌های فیلم‌سازی و کارگردان‌های ضداسلام و ایران که با پخش اذان در پس زمینه الفاظ زشت یک هنرپیشه، قصد تحقیر و تخطئه‌ی مسلمانان را داشته باشد. این تصویر بخشی از اتفاقاتی است که در چند ساله‌ی اخیر، در فضای عمومی کشور دیده می‌شود و گوشی تلفن همراه زائری در مکانی مقدس، آن‌را شکار کرده است.

معرفی کوتاهی از شخصیت‌های حاضر در این فیلم، شاید تصویر روشن‌تری از فضای آن به دست دهد: مردی که در تصاویر دیده می‌شود و «دیالوگ»هایی صریح و رکیک را در حضور زنی چادر به‌سر بر زبان می‌آورد، از افرادی است که در سال‌های اخیر، در بسیاری از مجامع حضور پیدا کرده و رفتارهایی از این دست از خود بروز داده و کلماتی از این قبیل بر زبان آورده‌اند.

زن چادری حاضر در طرف مقابل، دختر یکی از بزرگان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است که هرچه که باشد، نه شهره به اتهامی از آن نوع است که در فیلم آمده و نه در دادگاهی به آن محکوم شده است.

دیالوگ‌های اداشده به‌وسیله شخصیت مرد فیلم را به‌سختی می‌توان در فیلم‌های مبتذل داخلی و خارجی پیدا کرد. مکانی که داستان در آن می‌گذرد و به تعبیر سینماگران «لوکیشن» زیارتگاهی مقدس در جنوب تهران است و صدای اذان پس‌زمینه هم به‌خوبی این‌را نشان می‌دهد.

***

این‌همه آن چیزی نیست که مدنظر نگارنده باشد؛ چراکه نه این اتفاقات در فضای سیاسی کشور نادر است، نه حمله به چهره‌های سیاسی و خانواده‌هایشان. (از جمله افراد زیادی در همین چند روز اخیر، همین الفاظ و عبارات را جلوی خانه‌ی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نیز به‌صورت دسته‌جمعی ادا کردند و البته به افراد بیشتری با این الفاظ رکیک حمله کردند.)

چیزی که در این فیلم و اطلاعات به‌دست‌آمده‌ی پس از آن، توجه را جلب می‌کند، این است که فرد حاضر در این فیلم، یکی از نویسندگان عرصه‌ی دفاع مقدس است و دست‌کم با یک کتاب پیش از این، ادعای حضور در این حوزه را داشته است. این اطلاعات را البته روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویسی منتشر کرده است که خود را نیز از نویسندگان ارزشی و اصولگرا می‌داند. (فردی که مسدود‌شدن وبلاگ شخصی‌اش باعث شد که رئیس‌جمهور برای یک‌بار هم که شده به موضوع «فیلترینگ» در کشور اعتراض کند.)

موضوع وقتی جالب می‌شود که بدانیم این روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس ارزشی نام این شخص را نه به قصد افشاگری و تخطئه وی که به نیت معرفی چهره‌ای بزرگ به جامعه اعلام کرده است و در مقام ستایش از وی چنان قلم‌فرسایی می‌کند که گویی در رشادت همت‌ها و باکری‌ها در برابر متجاوزان سخن می‌گوید.

این روزنامه‌نگار پا را از این فراتر می‌نهد و مخالفان این فرد و منتقدانش را به صفاتی چون «هالو، خر، بی‌شعور و...» متصف می‌کند. گویی آنان به انکار آفتاب ظهر تابستان برخاسته‌اند.

***

تماشای این فیلم و حواشی آن، این سؤالات را به ذهن متبادر می‌کند که چه شده است که این برادران ارزشی قلم از کف نهاده‌اند و کف به دهان آورده‌اند؟ در زمانه‌ای که بسیاری از افراد فعال در حوزه‌های مختلف، از جمله حوزه‌های سیاسی و مذهبی قلم به دست گرفته‌اند تا کمبودهای خود را جبران کنند، این برادران با کدام نگرش این‌همه زشتی و درشتی را به کمک طلبیده‌اند؟ آیا از قلم خود طرفی نبسته‌اند؟ چرا نتوانسته‌اند مخاطبان خود را اقناع کنند؟

پاسخ به این سؤالات بدون تردید می‌تواند به آسیب‌شناسی جریانی منجر شود که تلاش‌های فراوان می‌کند با حضور در جامعه، ارزش‌های از دست‌رفته را دوباره احیا کند.

زیر 18 سال

سرمقاله روز دوشنبه 69 اسفند روزنامه ابتکار

 هشدارهای متولیان امور اجتماعی و بهداشتی و آموزشی در روزهای گذشته، به مقطع سنی زیر 18 سال رسیده است. اگر به‌عنوان برخی رسانه‌ها و مطبوعات کشور در ماه‌های گذشته نگاه کنیم، همه از یک موضوع خبر می‌دهند: «کاهش سن...». این دو کلمه با عبارتی نظیر روسپی‌گری، استعمال دخانیات، بزهکاری، موادمخدر، استفاده از لوازم آرایشی، اعتیاد و... ادامه می‌یابد. ترکیب همان دوکلمه‌ی اول با هرکدام از این واژه‌ها، خبر از وضعیتی می‌دهد که زیر پوست هرکدام از شهرهای ما می‌گذرد.

خبرهایی که البته بارها از سوی متولیان دستگاه هایی که کم کاری آنان را برملا می کند، به طرفه العینی تکذیب می شود و دراین‌بین، محققان و صاحب‌نظرانی که دراین‌باره اظهارنظر می‌کنند نیز به «سیاه‌نمایی» متهم می‌شوند.

مثلاً برای خبر «کاهش سن استفاده از موادمخدر» ده‌ها دستگاه دولتی در اقدامی هماهنگ دست‌به‌کار انتشار بیانیه و تکذیبیه می شوند که اگر این هماهنگی را در امور دیگری داشتند، می توانستند پروژه‌های عظیم ملی، همچون سلامت روانی در داخل کشور را به نتیجه برسانند.

آمارهایی از این دست، در کشور ما، گاه به خبرهایی محرمانه تبدیل می‌شوند که گویی، انتشار آن‌ها امنیت ملی را هدف گرفته است. به‌همین‌جهت، دستگاه‌های کم کار یا سعی در پنهان‌کردن آن دارند یا درصورت انتشار از سوی مراجع مستقل، با تکذیبیه شدیدالحنی با آن ها برخورد می‌کنند و سرانجام، «حق شکایت» برای دستگاه مربوطه را نیز «محفوظ» می‌دانند تا آمارها ازاین‌پس، با هماهنگی دستگاه‌های مربوطه اعلام شود.

 به‌نظر می‌رسد در هریک از این دستگاه‌ها، اداره‌ای برای مقابله‌ی احتمالی با آمارهای منتشرشده یا منتشرشونده، در حال انجام وظیفه است.

عنوان‌های زیر، در برخی رسانه‌های داخلی کشور دیده شده است:

- کاهش سن روسپیان، زنگ خطر برای مسئولین

- کاهش سن ترک تحصیل

- کاهش سن استفاده از لوازم آرایش به دبستان

- نگراني ها از كاهش سن فحشا در ايران

- کاهش سن مصرف دخانیات

- کاهش سن ترک تحصیل به دوره راهنمایی

- کاهش سن کودکان کار

- و....

 این موارد فقط تیتر یک خبر برای اطلاع‌رسانی نیست تا خواننده‌ای آن‌را بخواند و از موضوعی آگاهی حاصل کند؛ بلکه هشداری است که باید از مردم عادی تا رئیس، مدیرکل، وزیر، وکیل و سران سه قوه را به تأمل وادارد. آنان باید بیش از آنکه نگران اطلاع خارجی‌ها از این موضوع باشند، به فکر رفع معضلاتی باشند که این آمارها نه علت آنها که، تنها شاخص وضعیت هایی است که برخی از حوزه ها را مبتلا کرده است.

جالب است که بدانید، این عناوین، تنها درصورتی می‌توانند در رسانه‌های ملی نمود داشته باشند که منتسب به یکی از کشورهای اروپایی و امریکایی باشند. (موضوعی که نه‌تنها در آن کشورها جزو اسرار طبقه‌بندی شده نیست و با اداره و تکذیبیه وزارت‌خانه‌های دولتی سروکار ندارد، بلکه معمولاً از سوی مراکز تحقیقاتی وابسته به همان دستگاه‌ها نیز اعلام می‌شوند.)

بدون تردید، اعلام این آمارها از سوی هر فرد و مرجعی، حتی اگر نشان‌دهنده‌ی اغراض سیاسی و جناحی هم باشد، باید در اولین قدم، به تشکیل ستاد بحران در دستگاه‌های مربوطه منجر شود. دراین‌‌صورت، اگر آمار، دروغین و غیر قابل استناد باشد، یک پیشگیری انجام شده است و اگرهم، واقعی باشد، دستگاهی آماده و مجهز در کمین آن نشسته است.

***

این‌همه خبر از «کاهش سن...» در حالی در مطبوعات و رسانه‌ها و مجامع اجتماعی و آموزشی، منتشر شده و درباره‌ی آن بحث می شود که تنها باموضوعی که تاکنون با این عنوان  در مجلس شورای اسلامی  بررسی شده«کاهش سن رأی‌دهندگان» بوده است.