پس از "بن علی" نوبت کیست؟  

سرمقاله دوشنبه 27 دی ماه روزنامه  ابتکار

دیگر تصاویر "زین العابدین بن علی " دیکتاتوری که البته عنوان رییس جمهور را برخود داشته ، در میان هوادارانش ترجیع بند اخبار هرروزه تلویزیون دولتی تونس نخواهد بود. از این به بعد باید به دنبال تک عکسی از این رئیس 23 ساله یک کشور عربی گشت که در تبعید گاهش صفحات روزنامه ها را جستجو می کند و از اظهار نظر سران کشورهایی که بارها به استقبالش آمده اند و یا مهمانش بوده اند بر می آشوبد و بر روزگار غدار لعنت بفرستد که:"دوستان دیروز همه چیز را فراموش کرده اند" .

همان تصاویری که از محمد رضا پهلوی آخرین شاه ایران منتشر شده بود که آوارگی اش را از پاناما تا سواحل نیل بردوش های نحیفش می کشید و بر دوستان قدیمش که رو پنهان کرده بودندلعنت می فرستاد.

بن علی اگر چه چهارده سالی زودتر از محمدرضا شاه به مردم گفت که "پیام انقلاب  شماره شنیدم" اما باز هم دیر شده بود و باید سوار هواپیمایش می شد و در آسمان کشورهای مختلف از مالت تا فرانسه اجازه فرود گدایی می کرد و دست آخر باید کسی چون خودش که بی هیچ انتخاباتی بر عربستان حکومت  می کند، دستش را بگیرد .

 شاه عربستان همان کاری را با بن علی  کرد که محمدرضا با شاه سرنگون شده افغانستان (محمدظاهر شاه) کرده بود . برایش در رم خانه خرید و خرج زندگی اش را می داد  با این توجیه که او " پادشاه " است و حرمت پادشاه باید حفظ شود. گویی می دید روزهایی را که دیکتاتوری دیگر در کشوری دیگر باید دستش را بگیرد .

سقوط زین العابدین بن علی از تختی که البته نام ریاست جمهوری را بر آن نهاده بود، باید بسیاری از سران عربی - که با راه و رسم بیست و سه ساله او حکومت می کنند-  را به تفکر وا داشته باشد . این شیوه حکومت داری در میان کشورهای عربی هنوز رواج کامل دارد.  چه نام شاه و ملک داشته باشند و چه عنوان رییس جمهوری بی رقیب را یدک بکشند .

هنوز علیرغم پیشرفت های  تکنولوژیکی ، گسترش ارتباطات و بیداری ملت ها حکمرانان عربی به شیوه ملوک الطوایفی فرمان می رانند. حتی اگر این فرمان را از طریق اینترنت و ماهواره و تلویزیون و موبایل به گوش رعایای خود برسانند.

اگر شاه و ملک باشند ، حق خدایی خود می دانند که پس از خود فرزندشان بر تخت بنشیند و بی توجه به آنچه قوای مقننه ، قضاییه و اجراییه می خوانند، حکم برانند . اگر هم بر اثر اشتباهی که پیشینیان کرده اند عنوان جمهوری را برای شکل حکومتی خود برگزینند(والبته تغییر این عنوان را در منظر جهانیان به صلاح نمی بینند) همان گونه برخلائق فرمان می رانند که امرا و خلفای سابق .

نگاهی به وضعیت پادشاهان و روسای جمهور عربی از عربستان و کویت و اردن و مراکش  تا سوریه و لیبی و مصر و ... نشان می دهد که همه بر یک شیوه حکم می رانند .

اینک که مردم تونس از نقش فرمانبردار و سیاهی لشکر صندوق های رای بیرون آمده اند و به مطالبه کنندگان واقعی حق و حقوق خود تبدیل شده اند، بدون تردید نه تنها کاخ ظلم  زین العابدین بن علی را فرو ریخته اند که شکافی عمیق در دیوار " دیکتاتوری عربی " ایجاد کرده اند .

پس بی سبب نیست  که پادشاه عربستان برای " بن علی" آغوش می گشاید و معمر قذافی مردم به جان آمده تونس را سرزنش می کند که:" اشتباه کردید، نباید بن علی را از دست می دادید " .

این ها همه از وحشت فریاد هایی است که هنوز از حنجره مردم این کشورها برنخاسته است . مردمی که اگر دست از دهانشان برداشته شود فریادشان گوش فلک را کر خواهد کرد .

در مصر و سوریه و الجزایر فرزندان و نزدیکان روسای جمهور برای صندوق های رای - بی حضور مردم- نقشه می کشند و هنوز در راهرو های کاخ های عربستان و لیبی و اردن و... شاهزادگان بر سر پادشاهی پسران و دخترانی دسیسه می کنند که پای لپ تاپ هایشان نشسته اند و کاریکاتورها و فیلم هایی را با هم رد و بدل می کنند که تمسخر راه و روش حکومت داری  قرون وسطایی حکام کشورشان می باشد. فریادهای مردم تونس و حضورشان در خیابان ها در مصاف با نیروی پلیس دیکتاتوری و تلاش دیرهنگام وعذرخواهانه زین العابدین بن علی و سپس آوارگی او و خانواده اش ،سرنوشت محتوم همه دیکتارتورهایی است که گویی از مشابهت ها درس نمی گیرند . این دست پخت دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. تا چرخش " دیرو زود" روزگار قرعه فال با نام کدام بزنند.

اینجا تمام گوش ها گویا دهان شده است  

سرمقاله روز دوشنبه 20 دی روزنامه ابتکار

در چند هفته گذشته گروهی از نمایندگان مجلس فعلی که از فیلتر نه چندان گشاد شورای نگهبان هم گذشتند  ، با رییس جمهور سابق که حداقل چند بار از این غربال (که دوبار آن برای در اختیار گرفتن ریاست جمهوری بوده است) گذشته، دیداری داشته اند و در آن دیدار سخنانی مطرح شد و شرایطی بیان گردید . این موضوع اگرچه خود بازتابی در رسانه ها نداشته است اما واکنش های عجیب و غریب به آن صفحه رسانه ها را پر کرده است.نویسنده این سطور نه در پی دفاع از دیدار کنندگان و دیدار شونده است و نه سخنان مطرح شده، اما واکنش های ابراز شده به این دیدار از جهاتی قابل توجه است .آنچه در این مورد دیده شده است واکنش های شدید و هماهنگ برخی افراد و گروههاست. واکنش هایی که به دو گونه ابراز شده است .

1-   واکنش در برابر دیدار انجام شده :

برخی افراد و گروههایی که به این بخش از قضیه واکنش نشان داده اند،آن را کمتر از خیانت ندانسته اند وگاه به نظر می رسد بدون اطلاع از موارد مطرح شده نظر خود را بیان می کنند . این افراد البته خود را پیرو مذهب امام جعفر صادق (ع) می دانند که رو در روی منکران خدا می نشست و زانو به زانوی آنان به گفتگو می پرداخت و هیچگاه در تاریخ اسلام دیده نشد که کسی نسبت به این دیدارها چنین واکنش هایی نشان دهد .

چگونه است که در حوزه این مذهب می توان با منکران خدا نشست و بحث کرد و آن را از افتخارات تشیع دانست  وچند صدسال بعد دیدار کسانی که خود را جزیی از نظام برخواسته از مذهب شیعه می دانند و در موقعیت هایی تایید این نظام را نیز کسب کرده اند خیانت خوانده می شود؟

آنچه در این موضوع به نظر می رسد این است که این واکنش ها صرفا بیان احساسی خاص به این دیدار است . جملات به کار رفته و واژه های تند و خشن در این باره بیان کننده احساسات افراد است .به نظر می رسد اگر از شتاب زدگی پرهیز می شد و واکنش ها -همین واکنش های عتاب آلود- در فضای منطقی تر و حساب شده تر ابراز می شد برای هواداران قابل هضم تر می بود.

2-    واکنش در برابر سخنان مطرح شده

توصیفاتی که از سوی مخالفین درباره سخنان مطرح شده و شروط بیان شده در این دیدار به کار برده شد نیز بسیارشدید است .کلماتی چون "وقاحت ، بی شرمی ، خیانت ، دغل کاری ، کلاه برداری و ..." در سپهر سیاست استفاده از این کلمات بیش از آنکه توصیف کننده حرکت حریف باشد، نشانگر عصبانیت گروه مقابل است . چگونه میتوان به هواداری عنوان کرد که سخنان مطرح شده در برابر چشمان باز رسانه ها برای "کلاه برداری" باشد؟ و یا چگونه است که موضوع آشکاری چون این اتفاق مصداق "خیانت"باشد ؟

***   ***    ***

به نظر می رسد غبارهای احساس و عصبانیت که فرو نشیند بتوان تصمیمات بهتری به کار گرفت و واژه های منطقی تر و قانع کننده تری برزبان آورد . برای بیان "خیانت" یک گروه می توان منطقی هم سخن گفت . "کلاه برداران سیاسی" را می توان با ادله به دادگاه افکار عمومی کشاند و حکم محکومیتشان را نیز از این دادگاه گرفت . کسانی که با "بی شرمی و وقاحت شرط و شروط می گذارند" خود از پیش بازنده اند. این را هم می توان با ادبیاتی سالم تر و شایسته تر بیان کرد.

***   ***    ***

نتیجه دیگری که می توان از این موضوع گرفت این است که برخی سیاسیون در برهه های از زمان سیاست ورزی خود، با تمام وجود دهانی می شوند برای گفتن و از آن سو همه مردم را گوش هایی می بینند که برای شنیدن سخنان شان صف بسته اند.هرجا که صلاح ببینند گوش های خود را به تعطیلات می فرستند تا مبادا عمل طبیعی شنیدن خللی  در داد زدن هایشان ایجاد کند.گویی اصلا نیازی به شنیدن احساس نمی شود. به قول شاعر" اینجا تمام گوش ها گویا دهان شده است".

وقتی صابون دستگاه عدالت به تن اصولگرایان می خورد  

سرمقاله روز دوشنبه 13دی ماه رونامه ابتکار

عملکرد دستگاه قضایی بدون تردید جدای از اظهار نظر مسئولان آن ، در احکام صادره دادگاه های زیر مجموعه آن دیده می شود . در آخر هر دوره کاری  نه احداث فلان مقدار کارخانه و مسکن و اقدامات عمرانی و کشاورزی و ... است که مقدار حکم هایی است که تاثیر آن را بر فضای سیاسی،اجتماعی، اقتصادی و امنیتی جامعه می سنجند .

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران نیز - اگرچه خود مرجع رسمی قضاوت است - همیشه در معرض قضاوت بوده است. قضاوتی که در هیئت منصفه ای به گستردگی افکار عمومی صورت می گیرد . در این میان قضاوت گروهها و افراد صاحب نفوذ و صاحب رسانه جایگاه خاصی داشته است.

با شروع دولت اصلاحات شدید ترین انتقادات به عملکرد این قوه در مطبوعات و محافل سیاسی از سوی اصلاح طلبان وارد می شد . اصلاح طلبانی که قوه قضایی را در قامت یک مدعی در برابر اعمال ، افکار ، سخنان و عملکرد خود می دیدند و بارها مسئولان آن را به سوء استفاده از موقعیت بی بدیل قضاوت برای منافع جناحی و باندی متهم می کردند .

علاوه بر احکام شدید و متعدد دستگاه قضایی برای فعالان اصلاح طلب موضوع دیگری نیز مزید بر علت می شد و آن حضور چهره های نزدیک به جریان مقابل اصلاح طلبان (که آن روز راست یا محافظه کار و امروز اصولگرا خوانده میشود) در مناصب قضایی بود .چهره هایی که همیشه مدعی بودند که فارغ از خاستگاه حزبی وسیاسی خود به امر قضاوت می پردازند .

در همه این سالها اما دستگاه قضایی مدافعان محکم و قدرتمندی نیز داشته است . چهره های متنفذ اصولگرایی که از همه احکام دستگاه قضایی حمایت می کردند و اصلاح طلبان را به توهین به قوه قضاییه ،سرپیچی از احکام قانونی این دستگاه وقانون گریزی متهم می کردند .

این موضوع در حوادث پس از انتخابات وصدور احکام متعدد دستگاه قضایی برای بسیاری از فعالان اصلاح طلب بیش از پیش دیده می شود . تصمیماتی مانند:زندانی کردن چهره های سیاسی و روزنامه نگاران نزدیک به این جریان ، انحلال احزاب و توقیف مطبوعات منتسب به اصلاح طلبی . این موضوع نیز مخالفان اصلاح طلب و البته مدافعان سرسخت اصولگرای خود را در دو طرف به صف آرایی واداشته بود .

اما به نظر می رسد اصولگرایان درچند ماهه گذشته تغییر موضع دادند . صدور احکام قضایی برای برخی از چهره های اصولگرا، ممانعت های قانونی برای درج برخی مطالب در روزنامه های این جریان، توقیف برخی مطبوعات، صدور حکم برای بعضی روزنامه نگاران  و فیلتر برخی از وبلاگ ها و سایت های نزدیک به این جریان ، گویی ژست قانون مداری برخی از اصولگرایان را برهم زد .

دستگاه قضایی که روزی همه احکام آن خدشه ناپذیر و لازم الاجرا به نظر می رسید و حمایت های گروهی را به دنبال داشت در چند ماهه اخیر به "منکر"اتی تبدیل شده بودند که سبب تذکر برخی از چهره های این جریان شده بود :

- غلامحسین الهام که خود روزی سخنگویی این دستگاه را بر عهده داشت و از احکام آن دفاع می کرد ماه گذشته در چند مورد ،برخی از احکام قضایی را مورد حمله قرار داد. وی درباره دستور العمل دستگاه قضایی به مطبوعات درباره ممنوعیت چاپ دفاعیات مدیر مسئول روزنامه ایران می نویسد:"فهم من این است که "منکری" در حال وقوع است" . همان چیزی که دادستان تهران آن را "جفای بزرگ دکتر الهام به قوه قضاییه" می خواند.

- روز دیگر روح الله حسینیان مدافع سرسخت قوه قضاییه در صدور احکام قضایی برای اصلاح طلبان ، فیلتر وبلاگ واحضار یک روزنامه نگار اصولگرا را تاب نمی آورد و شدید ترین حملات را به این قوه سامان می دهد. وی در مطلبی که در رسانه ها منتشر شده بود آورده است: " نمی دانم در دستگاهی که سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند نزد چه کسی شکایت برم ؟ دستگاه قضایی به کجا می رود ؟ دستگاهی که سربازان و افسران جنگ نرم را هدف قرار داده و تیغ به زنگی مست سپرده . روزی مدیر مسئول کیهان با شکایت زنی خود فروخته به میز محاکمه کشیده می شود و روزی مدیر ایران به اتهام گفتن بالای چشم آقازاده ی فراری ابروست محاکمه می گردد و روزی حسین قدیانی عزیز احضار میشود که چرا از قوه قضاییه انتقاد کردی ". وی در ادامه نوشته اش این موضوع را "برسر شاخه نشستن و بن بریدن"قوه قضائیه می داند.

-  واکنش مدیر مسئول روزنامه ایران به حکم محکومیت اش رابه این واکنش ها اضافه کنید وقتی با طعنه می گوید :"قوه قضائيه نشان داد كه واقعاً "مستقل " است". یا اعتراضات متعدد چهره های اصولگرا به این حکم را در خبرگزاری فارس بخوانید.

***

به نظر می رسد فعالان اصولگرا نیز کم کم موضوعی را درباره قوه قضائیه اعلام می کنند که پیش از این بارها از زبان اصلاح طلبان  بیان می شد و البته واکنش شدید آنان را درپی داشت. گویی اصولگرایان روی دیگر سکه قوه قضائیه را چندان مطلوب نمی دانند و به اصطلاح تا زمانی از احکام این دستگاه مجری عدل دفاع می کنند که صابون عدالت اش به تن جرائم سیاسی و مطبوعاتی شان نخورد. همان که در اصطلاح این روز، سیاسیون "سیاست  یک بام و دو هوا" خوانده می شود.

به لبخند اهالی رسانه بیندیشید!

سرمقاله روز دوشنبه 6 دی روزنامه ابتکار

روز شنبه مراسم تودیع و معارفه معاونت قدیم و جدید مطبوعاتی وزارت ارشاد برگزار شد. محمد علی رامین پس از 14 ماه جای خود را به محمد جعفر محمدزاده داد . معاونت جدید در اولین سخنان خود پس از انتصاب از"تدوین نظام جامع رسانه ای " سخن گفت و از اینکه "رسانه در تفکر اسلامی جایگاه بی بدیل دارد" و البته تعابیر دیگری چون"رکن تعالی اجتماعی ملت ها " و" قدرت ملت ها" نیز در این باره به کار برد که نوید روزهای بهتری برای مطبوعات را می دهد .

ما دست اندر کاران رسانه به جز اظهار امیدواری در این باره فعلا کاری نداریم ،اگر چه از این تعابیر بارها شنیده ایم اما امید آن داریم که این تعابیر در حد واژه هایی برای یک جلسه معارفه باقی نماند.

به نظر می رسد برخی از موارد مغفول مانده در دوران معاونت سابقه مطبوعاتی باید در دوره جدید مد نظر قرار گیرد:

1- ضرورت تعامل دوسویه با رسانه هایی که رسالتی عظیم را برای آگاهی بخشی بردوش دارند . امری که به نظر می رسد می تواند در بهبود کیفیت کار رسانه ها یکی از عوامل موثر باشد.

2- به رسمیت شناختن کارویژه رسانه. همان که رسانه برای آن پدید آمده است و آن خبررسانی و آگاهی بخشی به جامعه است. نگاه تبلیغاتی و غیر حرفه ای به این حوزه بدون تردید هم رسانه را از کارکرد اصلی خود تهی خواهد کرد و هم آن را تا حد یک بولتن روابط عمومی دستگاه های دولتی پایین خواهد آورد.رسانه حرفه ای ،برخورد حرفه ای لازم دارد تا بتواند همان باشد که متخصصان علوم ارتباطات برایش متصور شده اند.

3- لزوم توجه به کرامت اهالی رسانه.نگاه بدبینانه و پر از سوءظن به روزنامه نگاران و اهالی رسانه خود آسیبی جدی برسر راه تعامل متولیان امر و این قشر آگاه جامعه خواهد بود و زیان های دولت و حکومت کمتر از ضررهای اهالی رسانه نخواهد بود.

در این میان اعتماد به اهالی رسانه ، سرمایه ای است که می تواند از سوی دولتمردان در صندوقی پس انداز شود تا سود آن به حساب دوطرف ریخته شود. چیزی که در برهه ههایی از زمان از دوطرف دریغ شده است.

 یکی از بهترین و شیک ترین تیتر هایی که در سخنان محمد علی رامین در ابتدای به عهده گرفتن معاونت مطبوعاتی بیرون آمد این بود که "آمده ایم تا مطبوعات بماند" . اما این جمله زیبا هیچ تناسبی با وضعیت مطبوعات در طول 14 ماه مسئولیت آقای رامین ندارد.

بدون تردید نگاهی به دوران ریاست420روزه محمد علی رامین بر مرتبط ترین نهاد دولتی با مطبوعات می تواند راهنمای خوبی برای معاونت جدید باشد .

نمی توان پنهان کرد که حداقل بخشی از دست اندکاران رسانه و مطبوعات از رفتن محمد علی رامین خوشحال شدند و البته این را در زمزمه ها و شایعاتی که در 14ماه گذشته بر سر "بودن یا نبودن" وی در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد بر سر زبان ها بود می توان دید. شایعاتی که بیشتر به آرزو می مانست .

به اضافه تکذیب های گاه به گاه این معاون مطبوعاتی وزارت ارشادکه گویی به رسانه ها می گفت "بیخود خوشحالی نکنید، من حالا حالاها هستم" .

 نگاه کنید به اولین درخواست منتخب مدیران مسئول روزنامه ها از وزارت ارشاد که برکناری محمد علی رامین از معاونت مطبوعاتی بوده است .

 به جرات می توان گفت که هیچ گاه دست اندر کاران یک حوزه مرتبط با یک مسئول بدین گونه منتظر و مشتاق برکناری مسئول مربوطه نبوده اند . توقیف، لغو مجوز و تذکر، زبان سخن گفتن معاونت مطبوعاتی سابق با رسانه ها بود به گونه ای که بسیاری از اصولگرایان همراه و همگام دولت متبوع محمدعلی رامین نیز از این موضوع رنج می بردند .

سخن پایانی این نوشته و البته آغازین ما با معاونت جدید از دل همین چهارده ماه گذشته بیرون می آید که :آنچه در ذهن و زبان اهالی رسانه خواهد ماند سخنان زیبا و نغزو امیدوار کننده نیست بلکه همان است که در کردار و نوع نگاه این نهاد مرتبط با رسانه ها دیده می شود . معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بدون تردید اگرچه با عموم مردم سروکار ندارد اما با واسطه هایی مرتبط است که می تواند امکان قضاوت افکار عمومی را فراهم کنند . همان که این روزها پیرامون جناب آقای رامین شکل گرفته است.حتی یک لبخند از ته دل، بعد از پایین آمدن مدیری از صندلی اش برای ارزیابی از عملکرد او کافی است.تلاش کنید این لبخند از آن شما باشدو نشانگر رضایت فعالان رسانه ای از عملکرد شما در این منصب عاریتی. نه خنده ای از ته دل  برای نبودن تان.