سرمقاله روز دوشنبه 13دی ماه رونامه ابتکار

عملکرد دستگاه قضایی بدون تردید جدای از اظهار نظر مسئولان آن ، در احکام صادره دادگاه های زیر مجموعه آن دیده می شود . در آخر هر دوره کاری  نه احداث فلان مقدار کارخانه و مسکن و اقدامات عمرانی و کشاورزی و ... است که مقدار حکم هایی است که تاثیر آن را بر فضای سیاسی،اجتماعی، اقتصادی و امنیتی جامعه می سنجند .

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران نیز - اگرچه خود مرجع رسمی قضاوت است - همیشه در معرض قضاوت بوده است. قضاوتی که در هیئت منصفه ای به گستردگی افکار عمومی صورت می گیرد . در این میان قضاوت گروهها و افراد صاحب نفوذ و صاحب رسانه جایگاه خاصی داشته است.

با شروع دولت اصلاحات شدید ترین انتقادات به عملکرد این قوه در مطبوعات و محافل سیاسی از سوی اصلاح طلبان وارد می شد . اصلاح طلبانی که قوه قضایی را در قامت یک مدعی در برابر اعمال ، افکار ، سخنان و عملکرد خود می دیدند و بارها مسئولان آن را به سوء استفاده از موقعیت بی بدیل قضاوت برای منافع جناحی و باندی متهم می کردند .

علاوه بر احکام شدید و متعدد دستگاه قضایی برای فعالان اصلاح طلب موضوع دیگری نیز مزید بر علت می شد و آن حضور چهره های نزدیک به جریان مقابل اصلاح طلبان (که آن روز راست یا محافظه کار و امروز اصولگرا خوانده میشود) در مناصب قضایی بود .چهره هایی که همیشه مدعی بودند که فارغ از خاستگاه حزبی وسیاسی خود به امر قضاوت می پردازند .

در همه این سالها اما دستگاه قضایی مدافعان محکم و قدرتمندی نیز داشته است . چهره های متنفذ اصولگرایی که از همه احکام دستگاه قضایی حمایت می کردند و اصلاح طلبان را به توهین به قوه قضاییه ،سرپیچی از احکام قانونی این دستگاه وقانون گریزی متهم می کردند .

این موضوع در حوادث پس از انتخابات وصدور احکام متعدد دستگاه قضایی برای بسیاری از فعالان اصلاح طلب بیش از پیش دیده می شود . تصمیماتی مانند:زندانی کردن چهره های سیاسی و روزنامه نگاران نزدیک به این جریان ، انحلال احزاب و توقیف مطبوعات منتسب به اصلاح طلبی . این موضوع نیز مخالفان اصلاح طلب و البته مدافعان سرسخت اصولگرای خود را در دو طرف به صف آرایی واداشته بود .

اما به نظر می رسد اصولگرایان درچند ماهه گذشته تغییر موضع دادند . صدور احکام قضایی برای برخی از چهره های اصولگرا، ممانعت های قانونی برای درج برخی مطالب در روزنامه های این جریان، توقیف برخی مطبوعات، صدور حکم برای بعضی روزنامه نگاران  و فیلتر برخی از وبلاگ ها و سایت های نزدیک به این جریان ، گویی ژست قانون مداری برخی از اصولگرایان را برهم زد .

دستگاه قضایی که روزی همه احکام آن خدشه ناپذیر و لازم الاجرا به نظر می رسید و حمایت های گروهی را به دنبال داشت در چند ماهه اخیر به "منکر"اتی تبدیل شده بودند که سبب تذکر برخی از چهره های این جریان شده بود :

- غلامحسین الهام که خود روزی سخنگویی این دستگاه را بر عهده داشت و از احکام آن دفاع می کرد ماه گذشته در چند مورد ،برخی از احکام قضایی را مورد حمله قرار داد. وی درباره دستور العمل دستگاه قضایی به مطبوعات درباره ممنوعیت چاپ دفاعیات مدیر مسئول روزنامه ایران می نویسد:"فهم من این است که "منکری" در حال وقوع است" . همان چیزی که دادستان تهران آن را "جفای بزرگ دکتر الهام به قوه قضاییه" می خواند.

- روز دیگر روح الله حسینیان مدافع سرسخت قوه قضاییه در صدور احکام قضایی برای اصلاح طلبان ، فیلتر وبلاگ واحضار یک روزنامه نگار اصولگرا را تاب نمی آورد و شدید ترین حملات را به این قوه سامان می دهد. وی در مطلبی که در رسانه ها منتشر شده بود آورده است: " نمی دانم در دستگاهی که سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند نزد چه کسی شکایت برم ؟ دستگاه قضایی به کجا می رود ؟ دستگاهی که سربازان و افسران جنگ نرم را هدف قرار داده و تیغ به زنگی مست سپرده . روزی مدیر مسئول کیهان با شکایت زنی خود فروخته به میز محاکمه کشیده می شود و روزی مدیر ایران به اتهام گفتن بالای چشم آقازاده ی فراری ابروست محاکمه می گردد و روزی حسین قدیانی عزیز احضار میشود که چرا از قوه قضاییه انتقاد کردی ". وی در ادامه نوشته اش این موضوع را "برسر شاخه نشستن و بن بریدن"قوه قضائیه می داند.

-  واکنش مدیر مسئول روزنامه ایران به حکم محکومیت اش رابه این واکنش ها اضافه کنید وقتی با طعنه می گوید :"قوه قضائيه نشان داد كه واقعاً "مستقل " است". یا اعتراضات متعدد چهره های اصولگرا به این حکم را در خبرگزاری فارس بخوانید.

***

به نظر می رسد فعالان اصولگرا نیز کم کم موضوعی را درباره قوه قضائیه اعلام می کنند که پیش از این بارها از زبان اصلاح طلبان  بیان می شد و البته واکنش شدید آنان را درپی داشت. گویی اصولگرایان روی دیگر سکه قوه قضائیه را چندان مطلوب نمی دانند و به اصطلاح تا زمانی از احکام این دستگاه مجری عدل دفاع می کنند که صابون عدالت اش به تن جرائم سیاسی و مطبوعاتی شان نخورد. همان که در اصطلاح این روز، سیاسیون "سیاست  یک بام و دو هوا" خوانده می شود.