ایمان بیاوریم به آغاز فصل رسانه ها
سرمقاله روز دوشنبه اول آذر روزنامه ابتکار
در دو هفته گذشته،روستایی محروم در استان کهگیلویه و بویراحمد و انگشتان بریده کودکان و نوجوانانش در صدر خبرهای رسانه های داخلی وخارجی قرار گرفت. برخی از دولتمردان و نمایندگان مجلس مجبور به واکنش به اخبار و گزارشهای مربوط به این روستا شدند. نمایندگان و مسئولینی که احتمالاً بارها با نامه ها ودرخواست های اهالی این روستا برای بهبود شرایط زندگی مواجه شده بودند،اما هیچگاه آن گونه که این بار واکنش نشان دادند ، عمل نکرده بودند.
چند روز پس از رسانه ای شدن این موضوع در گفتگویی که با اهالی این روستا داشتم از وعده و وعیدهایی خبر دادند که تنها در زمان تبلیغات انتخاباتی از سوی مسئولین داده می شود.
اکنون یک بار این موضوع را مرور می کنیم تا برسر سخن اصلی برویم.
1-یک خبر گزاری داخلی ،گزارشی تصویری از دانش آموزان روستایی محروم و دور از مرکز منتشر می کند که برای عبور از رودخانه و رفتن به مدرسه از وسیله خطرناکی استفاده کرده اند که منجر به قطع انگشتانی شده که قرار بود قلم را درخود جای دهند.
2-مسئولین و برخی نمایندگان استان ابتدا اظهار بی اطلاعی می کنند وبعد هم توصیه می کنند که " این قدر مسئله را بزرگ نکنید" وحتی راه حل ارائه می دهند که "با شنا از رودخانه بگذرند" وبعد در اثر فراگیر شدن موضوع واکنش های معقولانه تری ابراز می کنند.
3- برخی از رسانه های خارجی نیز -که بدون تردید در جنگ رسانه ای منتظر نقطه ضعفی از حریف هستند- با انتشار گسترده تر این موضوع، آن را از دیدگاه خود تفسیر و تعبیر کردند.
4- برخی از افراد ساکن در شهرهای نزدیک به این روستا از طریق رسانه ها به وجوداین روستا پی می برند وچنانچه اهالی روستا گفته اند در این مدت آدم های زیادی به آنجا سر زده اند.
5- مسئولین استانی ونمایندگان مجلس مرتبط با این حوزه انتخابیه به میان مردم روستا
می روند ومسابقه ای را برای خدمت رسانی آغاز می کنند از این رهگذر وعده احداث یک پل عابر خودرا بیشترنشان می دهد.
5-هنوز هم می توان از اتفاقاتی که حول محور این روستا ونوجوانان حادثه دیده اش می گذرد،سخن گفت. اما همین مقدار کافی است تابه این نکته برسیم که " رسانه قدرتمند است".این موضوع اما شرایطی دارد.
رسانه امروز همان "غول چراغ جادو" است که دست بر سینه روبه روی هرکس که بتواند احضارش کند، می ایستد وآماده فرمان برداری اش می شود. این غول اما با دست وپای بسته تنهابه هیبتی پوشالی می ماند که مترسک وار به درد کنجشکانی می خورد که البته
کم کم به ناتوانی اش پی خواهند برد وبر شانه های مترسکی اش خواهدنشست.
درماجرای رسانه ای شدن مشکلات مردم روستای"گاودانه" تحلیل صاحبان رسانه های خارج از کشور این بود که این گزارش" از دست رسانه های داخلی دررفته است"و گرنه این همه تکرار و شاخ و برگ دادن به تصاویری که از رسانه های کشور منتشر شده چندان طبیعی نمی نماید.گویی نمی توان هم رسانه ای داخلی بود وهم از مشکلات داخلی نوشت.این تلقی خارج نشینان، البته موازی برداشت داخل نشینانی است که طرح مشکلات کشور را سیاه نمایی می دانند واز این طریق سعی در ایجاد محدودیت های فرا قانونی وبی دلیل در راه خبررسانی رسانه های داخلی دارند.
بدون تردید مشکلات روستاهای مانند گاودانه در گوشه گوشه این کشور پهناور می تواند حاصل غفلتی باشد که یادآوری رسانه ای آن به اولین گروهی که فایده می رساند مسئولینی است که بانگ " انتقاد کنید" شان رسانه ها را پر کرده است .
اگر چه عصر رسانه ها،دهه ها است که آغاز شده اما تحولات حیرت انگیز تکنولوژیکی که از هر وسیله ارتباطی یک رسانه قدرتمند می سازد ، هیچ فرد ، گروه ویا حکومتی را بی نیاز از این یادآوری نمی کند که "هر لحظه آغازی جدید در عصر رسانه هاست".
بدون تردید در کشور ما نمی توان با اتکا به قدرت بی رقیب رسانه ملی چشم بر رسانه های ریز و درشت دیگر بست، چرا که بارها دیده شده است که این رسانه عریض و طویل در این ماراتن خبر رسانی از رسانه های کوچکتر عقب مانده است . مگر در همین مورد، گزارش رسانه ملی چند روز بعد و البته در واکنش به گزارش رسانه های دیگر پخش نشد؟گزارشی که میتوانست از وبلاگ یک نوجوان از همان روستا آغاز شود.
بدون تردید تقویت رسانه های دیگر همانند رسانه ملی می تواند چتری حمایتی بر سر منافع ملی کشور بگستراند . تقویتی که تنها به دادن امکانات مادی محدود نمی شود بلکه باز کردن میدانی وسیع تر برای تمرین و مانور را می طلبد.