مذاکره،راه حل فراموش شده
سرمقاله روز دوشنبه 18 بهمن روزنامه ابتکار
28 سال از زمانی می گذرد که "خالد احمد شوقی الاسلامبولی" ستوان ارتش مصر در سالروز رژه پیروزی 6 اکتبر 1981 لوله اسلحه اش را به سمت جایگاه مهمانان چرخاند و "محمد انورالسادات" را نشانه رفت و با فریاد "مرگ بر فرعون" سرش را هدف قرار داد تا رئیس جمهور سرزمین نیل جان بر سر پیمان دوستی با دولت غاصب اسرائیل بگذارد. در کنار سادات معاون اش "حسنی مبارک" نشسته بود و اگرچه از ناحیه دست مجروح شد اما جان به در برد تا چندان به جای رئیس اش بنشیند و حکم براند و از هم قطاران خالد اسلامبولی، زندانی و اعدامی بسازد که مردم به جان آمده مصر- که روزی حکومت اش را پذیرفته بودند- درکنار برادران مسلمان خالد به خیابان بیایند و تا سر حد جان دادن پای رفتن اش بایستند.
در همه این 28 سال حسنی مبارک رئیس جمهور بود و اعضای اخوان المسلمین -حزبی که روزگاری آمال و آرزوهای خالد و برادرش را پی گیری می کرد- یا زندانی بودند و یا تحت تعقیب.
بدیهی است که این جماعت درهمه این سالها هدفی جز سرنگونی نظام حاکم بر مصر نداشته باشند . اما تحولات جهان معاصر و البته تحولات هفته های گذشته قاهره سبب اتخاذ تصمیمی شد که به نظر می رسد یک تحول بزرگ باشد:" مذاکره اخوان المسلمین با حکومت مصر ".
واژه ها نیز در مسیر تحولات و گذشت روز و شب روزگار صیقل می خورند و معنای تازه ای می یابند.در ادبیات گروههای انقلابی (به خصوص اسلامگرایان)مذاکره به مفهومی مذموم بدل شده بود که گویی معنای سازش و مذاکره و فداکردن آرمان ها درپای منافع فردی و گروهی می داد . اکنون اما به معنای دیگری به کار می رود. این خصلت تحولات است که واژه ها را هم "روز آمد" می کند( اگر چه واژه مذاکره خود واجد مفهومی مثبت بوده است) .
اکنون در زمانی که حکومت مصر در شکننده ترین حالت خود درسه دهه اخیر به سر می برد و هر لحظه امکان سقوط آن می رود، سر سخت ترین و پرنفوذ ترین گروه مخالف اعلام کرده است که پای میز مذاکره می نشیند . بدون تردید نه حکومت مصر تا کنون نشان داده است تغییر ی کرده و نه اخوان المسلمین .اما چه شده است که علیرغم وضعیت وسوسه کننده حکومت روبه شکست مبارک این گروه قدرتمند حاضر به مذاکره با آن شده است.
بدون تردید باید پاسخ را در غلبه عقلانیت بر احساس گرایی صرف جستجو کرد که می تواند یکی از اهرم های لازم برای رسیدن به هدف باشد.اکنون مردان اخوان المسلمین از زندان های مصر بیرون می آیند ( اگر چه کینه ای از سال های زندان در سینه دارند) برسر میز مذاکره با زندانبانان خود می نشینند و چشم در چشم آنان به گفتگو می پردازند.کاری که نلسون ماندلا پس از آزادی و از زندان و پیروزی با زندانبانان شکست خورده خود کرده بود.
مذاکره اکنون به معنای واقعی خود بازگشته است و جهان سیاست را نیازمند خود کرده است.
*** *** ***
تحولات مصر اگرچه درس های بزرگی از شرایط ایران پس از انقلاب گرفته است ، اما خود نیز می تواند آموزگار خوبی باشد .
تحولات امروز کشور ما چندان بی نیاز از مذاکره نیست .اگر اصلاح طلبان را از معادلات سیاسی کشور حذف کنیم ، همین اصولگرایان متشتت نیاز فراوانی به این " اکسیر" دارند. در شرایطی که هیچ کدام طرف متخاصم دیگری نیست، بلکه هرکس گوشه ای از کار این ملک را در دست دارد.
اگر مذاکره بتواند خود را به عنوان گزینه ای در فضای سیاسی کشور مطرح کند شاید نیازی به این همه نامه سرگشاده و بیانیه های پر از طعنه و کنایه نباشد و دیگر دولتمردان از تریبون رسانه ها باهم سخن نگویند.