چشمها را باید شست!
سرمقاله روز دوشنبه 15فروردین90 روزنامه ابتکار
ایرانیان از باذوقترین ملتهای جهاناند که مبدأ آغاز سال خود را با رستخیز طبیعت میزان کردهاند. درست در زمانیکه طبیعتی که در طول زمستان، لباس از تن به درکرده است، رخت سبز به تن میکند و به عالم و آدم فخر میفروشد و میگوید این منم که «نوشدن» آغاز کردهام. رسوم و سنن ایرانیان نیز در این روزها مقیاسی کوچک از طبیعت است و گویا از آن الگو میگیرند: خانه میتکانند، تن میشویند، رخت نو میپوشند، سخن نیکو میگویند، نُقل و نبات و لبخند به همدیگر تعارف میکنند و به دیدار یکدیگر میروند و البته در خلال همهی این برنامهها تلاش میکنند هم بر سر سفرهی هفت سین و هم در روز سیزده به در، پیوند دیرین آدمی با طبیعت را به خود یادآور شوند.
اینهمه ظاهر آن چیزی است که در تقویمهای کاغذی خوانده میشود. در زیر پوست اینهمه جنبوجوش و رفتوآمد نیز دگرگونیهای دیگری اتفاق میافتد؛ خانهی دل میتکانند و جان در زلال خوبیها و پاکیها میشویند و زنگارهای بغض و کینه از آیینهی دل میزدایند.
خلاصه کلام؛ نوروز که میآید تنها روز نو نمیشود، که جان و جهان و اندیشه از نفحات روحبخش فرهنگ ایران زمین تازه میشود و اینهمهی خوبیهایی است که فرهنگ رو به گسترش اسلام در ابتدای جهانگشاییاش، بر آن صحه گذاشت.
اینهمه در آغاز انتشار این روزنامه در سال جدید گفته شد تا نگاهها بهسمت اتفاقات سال گذشته، در حوزههای مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور جلب شود و لزوم تزریق فرهنگ نوروز به بدنهی نهچندان شاداب این حوزهها تأکید شود. در آیینهی سال 89 که بدون تردید، متأثر از وضعیت سال قبل از آن، یعنی حوادث خرداد 88 بود، آنقدر زنگار دیده میشود که برای نگریستن به آیینهی سال 90 و حفظ آن، نیازمند نگاهی به آن خواهیم بود.
افتخارات و دستاوردهای اقتصادی و صنعتی و ورزشی را بگذاریم برای بیلانکاری مسئولان که، خدا را شکر، این وظیفه را بهخوبی انجام میدهند. اما نگاه به معضلات و مسائل نهچندان زیبای حوزههای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در سال گذشته میتواند نشاندهندهی زنگارهایی باشد که در هیاهوی تبلیغات برای نشاندادن دستاوردها و موفقیتها در رسانههای رسمی گم شده است.
در سال گذشته، هشدارهای مسئولان نظام و مراجع معظم تقلید دربارهی رواج دروغ و تهمت و هتاکی، بخش زیادی از اخبار و گزارشهای رسانهای را به خود اختصاص داده بود. بداخلاقی، فحاشی، پردهدری، حراج آبرو و حیثیت بسیاری از افراد، از سوی برخی افراد و رسانهها از جمله موارد درخور تأمل سال گذشته بود.
آمارهای مراجع مختلف کشور دربارهی افزایش آمار معضلات اجتماعی، مانند بیکاری، اعتیاد، مردودی دانش آموزان، طلاق، بیماری خانمانبرانداز ایدز و کاهش نگرانکننده سن افراد مبتلا به این مشکلات، از جمله موارد هشداردهندهی حوزههای اجتماعی و فرهنگی کشور بود.
در حوزهی سیاست اما اتفاقات نازیبا بیشتر و واضحتر به چشم میخورد. از یک سو، حذف طیف گسترده نیروهای باسابقه و اصرار برخی بر این حذف و از دیگر سو، انشعابات مختلف در میان جناح ظاهراً پیروز اصولگرا و حملات شدید و غلیظ چهرههای سیاسی به همدیگر، بدون تردید میزان تلخی و اضطراب و ناامنی را به جامعه تزریق کرده است.
×××
دقیقترشدن در این حوزهها، بدون تردید آمار این تلخیها و نازیباییها را افزایش خواهد داد. اما ذکر این موارد در این روزهای سرسبز سال جدید، نه از بابت تلخکردن کام خوانندگان است و نه آنچنانکه برخی معتقدند، سیاهنمایی.
ذکر این موارد بدون تردید، برای جلب توجه مجدد بزرگان و مسئولان و البته مردم بهسمت زنگارهایی است که آیینهی سالهای گذشته ما را تیره و تار کرده بود. نشاندادن لکههایی است که با غفلت از وجود آنها، میکروبها و بیماریهای مختلف تن جامعه را جولانگاه خود قرار خواهند داد.
بخش عمدهای از این اتفاقات در نوع نگاه تکتک ما به اطرافمان نهفته است. وقتی فیلترهایی از حسد، کینه، زیادهخواهی، قدرتطلبی بر دیدگان ما قرار میگیرد، بدون تردید تصویر روبهرو چندان تطابقی با واقعیت ندارد.
تاریخ شاهد تغییر بسیاری از آدمها بوده است و یادآوری سرنوشت آنان ثابت میکند که درخواست عقلانیت و بهتردیدن اتفاقات و واقعیات، انتظار بیجایی نیست. چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید. آغاز سال فرصت خوبی است!