اصولگرایان به «ایران» حمله نکنند!
سرمقاله دوشنبه 22فروردین روزنامه ابتکار با عنوان تلطیف شده «مراقب جام بلورین «ایران» باشیم»
این روزها عادت کردهایم همه چیزهای خوب و زیبا را دستمایهای برای بسیاری از مقاصد خود کنیم. از جمعکردن آرای ملت تا انتقاد از عملکرد حریف و دراینمیان، به آن چیزهای خوب و زیبا، تنها بهعنوان حربهای نگاه میکنیم که وقتی حریف را ناکار کردیم، دیگر لزومی به وجود آن نمیبینیم.
قرعهی فال اینبار به نام «ایران» خورده است. هرچیزی که نام ایران را به اذهان متبادر میکند، این روزها به پرچم و شعاری بدل شده است که میتوان با مشت آنرا به چهرهی حریف کوبید و بهسوی او پرتاب کرد و در این رهگذر، آنچه حرمتی ندارد، همان نام ایران است.
در این یک سالهی گذشته، محمود احمدینژاد و اسفندیار رحیممشایی بارها در سخنرانیهای خود، با نامبردن از اسطورهها و نمادهای تمدن باستانی ایران، احساسات هواداران اصولگرای خود را برانگیختهاند. گروهی ذوقزده از اینکه شعارهای حریف اصلاحطلب را بهدست گرفتهاند، جناح خود را نماینده و نماد فرهنگ ایرانزمین معرفی میکنند. (بهویژه اینکه چهرههای اصولگرا در سالهای پس از انقلاب، چندان اعتقاد و توجهی به نمادهای ملی نداشتهاند.)
این ذوقزدگی هواداران البته قابل درک است؛ چراکه از یک سو، خود ایرانیاند و احترام به این نام بزرگ را در وجود خود داشتهاند و از سوی دیگر، این سخنان شعارهای جذاب و «رأیآور»ی به حساب میآیند که میتواند نسل جوان امروز را به پای صندوقهای رأی بکشاند.
اما ابراز احساسات منفی اصولگرایان از جمله نمایندگان مجلس دراینمیان، جالب توجه به نظر میرسد.
برخی از نمایندگان اصولگرای مجلس هشتم که در جریان بههمخوردن آرایش سیاسی کشور، اکنون از منتقدان سرسخت محمود احمدینژاد و نزدیکان وی به شمار میروند، در جریان مخالفتها و انتقادهای «درست یا نادرست» خود، این بخش را نیز مورد توجه قرار دادند و آنرا دستمایه مخالفتهای جدید خود قرار دادهاند. اعتراضات شدید احمد توکلی دربارهی سخنان «ملیگرایانه»ی احمدینژاد و اسفندیار رحیممشایی و نامهی اخیر علی مطهری دربارهی تأکیدات این دو نفر بر جشن ملی ایرانیان یعنی نوروز، از آن جمله است. آنچه در این اعتراضات و انتقادات، بهوضوح دیده میشود، رگههایی از مخالفت شدید با «ایران» است. (نمیگویم چنین قصدی وجود دارد.)
این منتقدان بهگونهای ایران و نوروز را در مقابل اسلام و اعیاد مذهبی میگذارند که گویی، شادی کفار پس از پیروزی در جنگ احد را نشانه رفتهاند.
اگرچه این دعوای خانوادگی اصولگرایان، نمک زندگی مشترک در غیاب رقیب اصلاحطلب به شمار میرود؛ اما بدون تردید، ایران آن ظرف زیبای بلورینی است که قرنها اسلام را نیز در خود جای داده است و اکنون نیز میزبان تنها حکومت شیعی جهان است. پس برای نگهداشتن این ظرف هم که شده، باید در حفظ و نگهداری آن کوشید؛ اگرچه «حب وطن» و دوستداشتن ایران به تأیید اسلام هم رسیده است.
پس در این غوغای حمله و انتقاد، باید آنقدر اطراف خود را خوب ببینیم تا بدانیم این که بر سر حریف میکوبیم، ممکن است جام بلورین فرهنگ مهر و مدارای ایرانی باشد یا کاشیهای فیروزهای مسجد شیخ لطفالله. به آنچه پرتاب میکنیم، خوب نگاه کنیم که نکند تکیهای از سفالینههایی از «شهر سوخته» باشد یا تکه آجری با خط میخی از خرابههای شوش.
×××
لرها ضربالمثلی دارند که در آن خانهی مادر را «خانهی قهر» میدانند .یعنی هرکس از زندگی خود قهر میکند، به آنجا پناه میبرد. بگذاریم ایران خانهی قهر ما باقی بماند.
بگذاریم اگر قرار است که دلمان از هراس حملهای بلرزد، هراس از حملهی بیگانه به جغرافیای ایران باشد، نه وحشت از حملهی دوستان به تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران.
×××
عجالتاً به برادران اصولگرا توصیه میشود تا اطلاع ثانوی، از حمله به ایران خودداری کرده و از اینهمه موضوع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دیگر، برای پرتابکردن به همدیگر استفاده کنند.