سرمقاله روز دوشنبه 26 اردیبهشت 90 روزنامه ابتکار

اصولگرايان در چند سال اخير، به‌ويژه از زماني‌که فکر کردند سکان اجرايي کشور را در دست دارند ( يعني دولت هاي نهم و دهم )، يک استراتژي را در دستور کار خود قرار دادند که با وجود ناکارآمدي اين استراتژي، همچنان بر استفاده از آن تأکيد مي‌شود و آن، «انکار» مکرر اتفاقاتي است که يا قبلاً افتاده يا بعداً مي‌افتد.

نگاهي به آمار خبرهاي تکذيب‌شده و سپس تأييدشده، به‌خوبي اين موضوع را نشان‌ مي‌دهد. تکذيب عزل و نصب مسئولان و جابه‌جايي در رده‌هاي مختلف دولتي، تکذيب خبر پرونده‌هايي که بعداً قوه‌قضاييه آن‌ها را تأييد کرد، انکار اتفاقاتي که در پشت‌صحنه رخ مي‌دهد در رسانه ها و تأييد آن پس از مدتي در همان رسانه‌ها و....

اين موضوع نشان مي‌دهد که «انکار» به‌عنوان يک ابزار، اگرچه مخاطبان عمومي را اقناع نمي‌کند، اما ناکارآمدي آن براي استفاده‌کنندگانش هنوز چندان روشن نيست. اين مي‌تواند به شکاف عميقي ميان آنان و مخاطبانشان منجر شود. وقتي مخاطبان تکذيب يا انکار موضوعي را مي‌شنوند که قرائن ديگر تاييد مي‌کند، به بي اعتباري انکار کنندگان و انکارهاي پياپي آنان بيشتر مطمئن مي‌شوند.

در چند سال اخير، انکار و تکذيب، جايگاه ويژه‌اي در ادبيات اصولگراياني پيدا کرده است که تقريباً به‌گونه‌اي بي‌رقيب، قواي کشور را در دست داشته‌اند. انکار اختلاف‌ها و شکاف‌ها و صف‌بندي‌ها، در‌حالي‌که نمودهاي آن به‌خوبي در جامعه هويدا بوده است، تنها خيال انکارکنندگان را به‌نحو مضحکي راحت مي‌کند، حال آنکه ديگران «دم خروس» را زير قباي انکار و تکذيب مشاهده مي‌کنند.

در دو سال اخير، انکار شکاف و تشتت در اردوگاه اصولگرايي، نه‌تنها باعث رفع آن نشده، که اعتبار انکارکنندگان را به‌شدت زير سؤال ‌برده است. جالب اينکه طيفي اين انکار و تکذيب‌ها را بيشتر به‌کار مي‌برد که به جريان عقلاي اصولگرا معروف شده و بيشتر در پي « آبروداري» بوده‌اند. اما آنچه دراين‌ميان از آن غفلت شده، اعتماد آسيب‌ديده هواداران آنان در جامعه بوده است که صداي واقعيت‌ها را بسيار بلندتر از تکذيب و انکار مي‌شنوند.

در اتفاقات چند هفته گذشته، به‌خصوص خانه‌نشيني يازده‌روزه احمدي‌نژاد، اگرچه حتي تکذيبي هم در کار نبود، اما سکوت مراجع رسمي و خبري، ضمن ايجاد سردرگمي در جامعه، تنها دستاوردي که داشته، بي‌اعتباري خودشان بوده است. اين در حالي است که بازگشت وي به جلسه هيئت‌دولت با پوشش خبري وسيعي همراه بوده است. (از تيتر يک روزنامه‌ها گرفته است تا خبرهاي مفصل صداوسيما)

اگر فرض کنيم که برخي از مردم تنها از طريق رسانه هاي داخلي از اوضاع و احوال کشور باخبر مي‌شوند، به‌يکباره با خبري مواجه مي‌شوند که از پيشينه آن هيچ اطلاعي ندارند. به طور مثال برخي در حالي سخنان احمدي‌نژاد را در هيئت‌دولت، از تلويزيون مي‌شنيدند که به خانه‌نشيني خود اشاره مي‌کرد، درحالي‌که هيچ اطلاع رسمي از اين موضوع نداشتند.

اصولگرايان چندان از اين استراتژي استفاده کرده‌اند که بسياري از هواداران خود را دچار ترديد کرده‌اند که آيا خبر امروز تکذيبيه‌اي هم به‌دنبال دارد يا نه؟ اين طيف وسيع چندان به انکار اختلافات خود پرداخته‌است که اکنون شجاعت پذيرش واقعيت دودستگي را نيز از دست داده‌است و مجبوراست که براي يکدست نشان‌دادن جناح خود، گروه ديگر را ناديده گرفته يا حذف کند، چنان‌که پيش از اين، برخي اطرافيان رئيس‌جمهور او را فردي اصولگرا ندانسته و حساب آراي وي را از اصولگرايان با سابقه جدا کرده‌اند و از سوي ديگر نيز اصولگرايان گروه مقابل در پي آن برآمده‌اند که مدعي امروز خود را با برچسبي تحت عنوان «جريان انحرافي» از اردوگاه اصولگرايي و چرخه اجرايي کشور حذف کنند. اين اختلافات شديد، که گاه به دشمني مي‌زند، در حالي از پرده برون مي‌افتد که پيش از اين، اختلافات کوچک و جزئي، مانند اسرار طبقه‌بندي‌شده از مردم پنهان نگه داشته مي‌شد.

اشتباه بزرگ اين افراد اين است که تنها خود را بازيگر صحنه مي‌بينند و نمي‌دانند که بخش بزرگي از نمايش، در چشم و ذهن و جان تماشاگران شکل مي‌گيرد و پيام همان است که آنان دريافت مي‌کنند، نه کلمات دست‌وپا‌شکسته و حرکات ناقصي که بر صحنه ديده مي‌شود.

بدون ترديد پرده‌پوشي در زمانه‌اي که پرده‌ها به تورهاي نازکي مي‌مانند که نورافکن رسانه‌ها پشت و رويي برايشان نگذاشته به تلاش بيهوده درختي مي‌ماند که نمي‌خواهد تن به عرياني باد پاييز بدهد.

اين روزها آن‌قدر اخبار و شايعه و تأييد و تکذيب در فضاي عمومي کشور وجود دارد که «واقعيت»، تصميمي رندانه گرفته است تا در هيئت «دم خروس» از زير قباي تکذيب و انکار خود را نشان دهد.