سرمقاله روز دوشنبه ۷شهریور ۹۰ روزنامه ابتکار

ديکتاتورها باوجود همه نفرتي که نامشان برمي‌انگيزاند، موجودات جالبي هستند. زندگي خصوصي‌شان، رفتار و گفتارشان، زنان و فرزندان و خانه‌ها و دارايي‌هايشان، همه و همه حتي براي مردمي که زير بار مشکلات سال‌هاي ديکتاتوري‌شان له شده‌اند نيز جالب توجه است. به همين خاطر است که حتي پس از سقوط، زندگي‌نامه‌هايي که از آنان به چاپ مي‌رسد، گاه در تيراژ ميليوني، مخاطب پيدا کرده و از اين رهگذر، ناشران و زندگي‌نامه‌نويسان حرفه‌اي را به تاجراني سرشناس بدل مي‌کند.

ظاهراً ديکتاتورها خود را قدرتمندترين موجودات روي زمين مي‌دانند و به‌واسطه دستگاه‌هاي تبليغاتي خود، اين قدرت را به همه زمينه‌ها تسري داده و به خورد مردم مي‌دهند (مثلاً کتاب اقتصادي، سياسي و اجتماعي قذافي و رمان‌هاي منتسب به صدام حسين). از سوي ديگر، در باور عامه موش موجودي است کوچک و ترسو و ضعيف که با هر تهديدي فرار را بر قرار ترجيح مي‌دهد. ظاهراً در همه ادوار تاريخ اين دو موجود، يکي ظاهراً قدرتمند و ديگري ضعيف، در مواقعي باهم تلاقي مي‌کنند. در اين نوشته تلاش مي‌شود به مواردي از برخوردها اشاره شود.

1. ديکتاتور مخالفان را موش مي‌خواند

هنوز سخنان سرهنگ معمر محمد قذافي «رهبر جماهيريه عربي سوسياليستي خلق عظيم ليبي» در گوش مردمان طنين‌انداز است که مخالفان خود را موش‌هايي مي‌خواند که از سوراخي به سوراخي فرار مي‌کنند. وي در پناه ديوارهاي چندلايه سيماني و از پشت تانک‌هاي جنگي و ادوات زرهي خود، مردان و زنان به‌تنگ‌آمده از حکومت چهل‌وچندساله‌اش را موجوداتي مي‌داند که مانند اين حيوان موذي عمل مي‌کنند. اين در حالي است که اين مردان و زنان در نبردي نابرابر به مصاف ماشين جنگي او آمده‌اند.

اين تنها صداي قذافي نيست که مخالفان را اين‌چنين خطاب مي‌کند. محمدرضا پهلوي، آخرين شاه ايران و صدام‌حسين، ديکتاتور عراق، نيز در پناه تصوير خودساخته‌اي از قدرت و در محاصره ژنرال‌ها و ادوات نظامي ارتش‌هاي خود، مخالفان را به موجوداتي منتسب مي‌کردند تا هم خود را قدرقدرت نشان دهند و هم آنان را تحقير کرده باشند. روان‌ پريشان اين ديکتاتورها آنان را وا مي‌دارد تا بزرگي و قدرت خود را بر تحقير و ضعف ديگران بنا نهند.

2. ديوار موش دارد، موش هم گوش دارد

ديکتاتوري يک بار ديگر با موش تلاقي مي‌کند و اين‌بار هم زماني است که خود را در اوج قدرت مي‌بيند. در اين زمان، دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي با بيشترين بودجه و امکانات گسترش يافته‌اند و حتي اگر چنين نباشد، در منظر عام اين‌گونه وانمود مي‌شود که اين دستگاه‌ها در حکم چشم و گوش ديکتاتور، هميشه بيدار و گوش به زنگ هستند تا کوچک‌ترين صداي مخالف را بشنوند و در نطفه خفه کنند.

دستگاه ديکتاتوري از اين ضرب‌المثل «ديوار موش دارد، موش هم گوش دارد» بيشترين استفاده را مي‌برد تا هم ترس را در دل شهروندان نهادينه کند و هم بي‌اعتمادي به همديگر را. ديکتاتور بدين وسيله با يک تير دو نشان مي‌زند: هم قدرت اطلاعاتي و امنيتي خود را به رخ مردمان مي‌کشد و هم از يکپارچگي آنان جلوگيري مي‌کند.

3. يک سوراخ موش چقدر مي‌ارزد؟

گويي دست تقدير، موش را تنها در سرنوشت روزهاي قدرت و شوکت ديکتاتورها ننوشته است، بلکه در دهليزهاي تاريک تاريخ يک بار ديگر اين موش است که بر سر راه ديکتاتورهاي سرنگون و فراري ظاهر مي‌شود تا وجه ديگري از شخصيتشان را به خودشان نشان دهد. وجه ترس و بزدلي و موش‌صفتي انسان‌هايي که پوست شير بر تن کرده‌اند.

هنوز تصاوير بيرون‌آوردن صدام‌حسين از سوراخ تاريکي در نزديکي زادگاهش در هيئت مردي کثيف و پشمالو در حافظه مردم جهان، گرد و خاک کهنگي نگرفته که افسانه سوراخ‌هاي زيرزميني سرهنگ معمر قذافي به يکي از جذاب‌ترين بخش‌هاي تحولات امروز ليبي بدل شده است.

اکنون او همه شوکت و دبدبه بدوي و حرمسراي مدرن خود را وانهاده و جان حقيرش را به دندان گرفته و چهاردست‌وپا در دهليزهاي نمور و تاريک طرابلس مي‌خزد و حريصانه به زندگي آرام و بي‌دغدغه موش‌هايي مي‌نگرد که آوازه‌خوان از روبه‌رو مي‌آيند.