اربعين, ناصر تقوايي و صداي بخشو
ديشب فيلم مستند اربعين ساخته ناصر تقوايي را ديدم, ساخته شده در سال 1349 . فيلم تقوايي با همه کوتاهي سرشار از تصاوير نابي است از يک مراسم اربعين در مسجد دهدشتي هاي بوشهر.
فيلم با تصاويري از تدارک يک مراسم عزاداري امام حسين (ع) آغاز مي شود و بعد دريا وخورشيد همراه با صداي سنج و دمام .گويي آغار واقعه اي را خبر مي دهد. آدم ها کمر مي گيرند و صداي سينه مي آيد وبعد صداي اسطوره اي بخشو در کوچه هاي تاريک بوشهر مي پيچد.
صداي بخشو پر از محرم است, پر از شرجي بندر است,گويي فايز دوبيتي مي خواند ويا منوچهر آتشي "عبدوي جط". بعد صداي بخشو جان مي گيرد و همه تصورات من از آن صداي رسا به هم مي ريزد.( بخشو را شبيه "مورک" مي دانستم.گاراژداري بهبهاني با کلاه شاپو که اولين بار نوحه هاي بخشو را از زبانش شنيده بودم) تصوير مردي سياه چرده با لب هايي کلفت. آن چنان که جنوبي هاي بندر را با آن مي توان شناخت.
مي خواند و تصوير روي دست ها وسر و سينه عريان مردان بندر مي چرخد که به دورش حلقه زده اند و کمر گرفته اند و خم مي شوند و بر سينه مي کوبند. بعد تصوير دريا چشم بيننده را پر مي کند.
تصوير بر مي گردد به مسجد دهدشتي ها و بخشو در ميانه ميدان مانند رهبرارکستر در سکوتي ممتد صداي کوبش دست ها بر سينه ها رارهبري مي کند. آن سکوت و اين صداي محکم و دايره هاي تو در تو از مرداني تا کمر عريان تصاوير تاثير گذاري خلق مي کند که گويي فقط از ناصر تقوايي برمي آيد.
بعد انگار که روي دريا ايستاده باشي بوشهراز مقابلت مي گذرد, با خانه هايي گچي و لنج هايي که ايستاده اند و خواب دريا را مي بينند و ماهي ها را.صداي بخشو روي تصاوير ماهيگيران و کشاورزان و نخل هاي بندر, گويي نه فقط تاريخ کربلا را , که گوشه اي ديگر از اين سرزمين را روايت مي کند.
مردان آخرين ضربه ها را بر سر و سينه مي زنند. و مردان با ريتمي تندتر و حرکاتي سريع تر دايره ها را به هم مي ريزند و دسته هايي تشکيل مي دهند بخشو خارج مي شود.
دو سال پيش در جشنواره فيلم فجر مستند "تعزيه حر دلاور " را از تقوايي ديدم که در کاشان کار کرده بود, به دلم ننشست. حالا مي فهمم چرا. اصالت تصاوير تقوايي با جنوب معنا پيدا مي کند . تصاويري که در" ناخدا خورشيد" هم ديده مي شود و "کشتي يوناني".