دموكراسي به خيابان آمده است
مطلب زير را به عنوان سرمقاله در روزرنامه ابتكار نوشته ام
در تاريخ انقلاب از روزهاي "طلايي" سخن رفته است كه خيابانهاي شهرهاي بزرگ به ويژه تهران و مهم تر از همه جلوي دانشگاه تهران جولانگاه افكار و آرا بود. از روزهايي ياد مي -شود كه گروههاي مختلف سياسي و احزاب تازه شكل گرفته – كه يك آزادي ناگهاني را در حال تجربه بودند- در جلوي دانشگاه تهران نشريات خود را عرضه مي كردند و در كنار آن با شدت و حرارت يك خرد معتقد به دفاع از آرمانهاي خود پرداخت .دفاعي كه البته در آن از فشنگ و تفنگ خبري نبود. تنها واژه بود كه در برابر واژه رد و بدل مي شد. استدلال بود و برهان و از توهين و تحقير – هنوز- خبري نبود. آن روزها خيابانهاي شهرهاي بزرگ محل برخورد آرا و افكار بود. تحمل و مدارا بود كه خرج مخالفت با سخنان رقيب مي شد. اگر به تاريخ هاي مختلفي كه احزاب و گروههاي مختلف سياسي از انقلاب اسلامي نوشته و هركس از ظن خود يار انقلاب شده اند نگاهي انداخته شود همه در قضاوت پيرامون اين روزها اتفاق نظر دارند. آن روزها كه هنوز از درگيري هاي خياباني خبري نبود و هنوز گروه ها از لوله تفنگ سخن نمي گفتند و هيچ واژه اي بوي باروت نمي داد، همه روزهاي طلايي انقلاب مي خوانند.
اين روزها گذر از اين ميدان كه پيش از اين به محلي براي ارضاي حس تنوع طلبي و زيباسازي و پوشش و صورت و چشم و ابرو، تبديل شده بود، انسان را با پديده اي اجتماعي روبرو مي كند.
هواداران كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري هر روزه در گوشه و كنار اين ميدان جمع مي شوند و روبروي هواداران رقيب مي ايستند و چشم در چشم و رو به رو به بيان ويژگي هاي مثبت نامزد مورد حمايت خود و البته انتقاد از نامزد رقيب مي پردازند. رويارويي هك در آن مشت هاي گره كرده و رگ هاي برآمده نيز وجود دارد. اما مدارا و تحمل نيز ديده مي شود. اين ميدان كه به جولانگاه انتخاباتي هواداران نامزدهايي تبديل شده است كه خود بيشترين و تندترين انتقادات را به سوي طرف مقابل روانه كرده اند و گاه نيز از جاده انصاف و اخلاق خارج شده اند. شگفت اينكه هواداران راه نامزدها را نرفته اند. بدون آن كه ميزي ميان آنها فاصله انداخته باشد و يا كسي حساب وقت را داشته باشد نقطه نظرات خود را بيان مي كنند.
نگاهي به تعداد جمعيتي كه اين روزها در ميدان وليعصر ديده مي شود و توجه به آمارهايي كه نهادهاي انتظامي از آمار برخورد و درگيري داده اند نشان دهنده اتفاق بزرگي است . اتفاقي كه نشان دهنده بالارفتن درجه تحمل و مدارا در ملتي است كه پيش از اين به عجول بودن و احساسي بودن آن ترديد نداشتيم.
اين روزها هواداران نامزدها بصورت جمعي و در حال راهپيمايي با پلاكاردها و پوسترهاي كانديداي خود در خيابان هاي تهران در رفت و آمدند. حضور همزمان دو گروه رقيب كه بيش از اين امكان درگيري و زد و خورد را افزايش مي داد. اين روزها تنها به تندشدن شعارها و افزايش هيجانات ظاهري منجر مي شود. بسيار ديده مي شود كه گروهي راه را براي عبور هواداران رقيب باز مي كنند. اين روند براي ملتي كه در سي سال پس از انقلاب آستانه تحمل پاييني را به نمايش گذاشته بود و عملاً امكان گفتگوي دو جانبه را از گروههاي مختلف سياسي گرفته بود، اتفاق خجسته اي است.
براي ما كه در سالهاي مياني دهه هفتاد شاهد درگيري هاي شديد در تجمعات كوچك و كم اهميت نيز بوده ايم، براي ما كه شاهد به هم خوردن تجمعات قانوني احزاب و گروههاي درون نظام بوده ايم، براي ما كه آرامش در تجمعات سياسي تنها با حضور يك نيروي نظامي و انتظامي قابل تصور بود. وضعيت اين روزها اتفاق خوبي در تاريخ سياسي كشور است. اما اين اتفاق نبايد تنها در حد يك خبر جالب تلقي شود، بلكه بايد به چشم يك "آغاز" به آن نگريست. آغاز تغييرات مثبت در روش ها و نگرش هاي بخش بزرگي از ملت ايران. آغاز كنار گذاشتن روشهاي كهنه ، بي فايده و پرهزينه براي دستيابي به هدفهاي اجتماعي و سياسي.
اين تغيير البته مي تواند در نگاه نخبگان سياسي، اعم از رهبران گروهها و احزاب، نامزدهاي حال و آينده و هركسي كه قرار است گروهي يا همه اين مردم را روزي رهبري كند. بدون ترديد نگاهي به تجمعات خياباني ميدان و خيابان وليعصر و مناظره هايي كه در منتهي اليه اين خيابان و در ساختمان جام جم برگزار شد مي تواند ما را به مقايسه وا دارد كه نتيجه آن مي تواند اين باشد كه ديگر نمي توان مردم را توده بي شكلي ديد كه سرآمدان و رهبران احزاب و گروهها آن ها را شكل مي دهند، گويي اين اتفاق بايد به عكس در جريان باشد. رفتار و سلوك سياسي و اجتماعي اين روزهاي جوان ايران مي تواند الگوي مناسبي براي اداره كشور، حزب و گروه سياسي و اجتماعي باشد.
اين روزها خيابان بين گروههاي مختلف تقسيم شده است. هركس در گوشه اي از آن به فعاليت مشغول است. گروههايي كه از اول در آن مستقر بودند، آن را ملك طلق خود نمي دانند و به گروههاي جديد نيز ميدان مي دهند. آنان كه تعداد خود را بيشتر مي بينند جمعيت كمتر را نيز راه مي دهند. اين روزها ميدان وليعصر تهران ، نمونه اي از جامعه متكثر و دموكرات را به نمايش گذاشته است ، بي حضور قواي قهريه و نظارتي.
اتفاق اين روزها را مي توان با افتخار در تلويزيون با ارائه نمودار نشان داد. اين رفتار بايد حد پاييني باشد براي ارتقاي رفتارهاي دمكراتيك، بايد به آن به چشم يك حداقل نگاه كرد كه بايد به وضعيتي حداكثري برسد تا متناسب به چيزي باشد كه در عمق جانهاي ايراني نهفته است و تحت عنوان فرهنگ جغرافيا و تاريخي بنام "ايران" شناخته مي شود. انتخابات به پايان مي رسد و كانديداي يكي از همين گروههاي فعال در خيابان در مسند رياست جمهوري قرار مي گيرد. برنده اين ميدان (هم رئيس جمهور آينده و هم هواداران) مي توانند اين رفتار را از جايگاه يك پيروز ارتقا ببخشند. چرا كه خود اولين كساني بوده اند كه طعم شيرين اين اتفاق را چشيده اند.
سخن پاياني با آناني است كه هنوز اين اتفاق را نديده اند و اين خبر مهم را نشنيده اند و يا خود را به نديدن و نشنيدن زده اند، آنان كه "دمكراسي" را به چشم يك اسب ترواي غربي مي بينند، براي تسخير قلعه هاي هويت ملي و مذهبي.دمكراسي آن شبه ترسناك نيست، چشم ها را بگشاييم . همين است كه به خيابانها آمده است.