در دفاع از حيثيت رسانه
این هم سرمقاله دوشنبه 18 آبان ماه روزنامه ابتکار
انتشار سخنان منتسب به فرزند کروبي در يک خبرگزاري رسمي منعکس شد و بلافاصله از سوي وي -البته در ديگر رسانه ها-تکذيب شد و خبرهاي ديگري که در همين خبرگزاري مبني بر اختلاف اين دو فعال سياسي ناراضي از مواردي است که در فضاي رسانه اي کشور منتشر شد.پيشتر نيز اخبار و تحليل هايي بر مبناي ديدار "سيد محمد خاتمي" و "جورج سوروس" از اين رسانه منتشر شد که عليرغم تکذيب خاتمي و سوروس نيز در کار خللي ايجاد نکرد و اين رسانه راه خود را رفت.همين اتفاق در رسانه فراگير کشور نيز تکرار مي شود، خبرهايي پخش مي شود که به موجب قانون هم نمي توان در صورت کذب بودن انتشار تکذيبيه از طرف اين رسانه برايش متصور شد."اعتبار " ملاکي است که امروزه در دنياي ارتباطات تعيين کننده موقعيت يک رسانه است.همان که وقتي ملاک تعيين موقعيت انسان در جامعه قرار مي گيرد.عنوان "حيثيت" به خود مي گيرد و هر فردي که واجد چنين صفتي باشد در جامعه خود شاني والا مي يابد و گفتار و کردارش به الگويي براي ياد گرفتن بدل مي شود و چنان چه کسي فاقد اين ويژگي باشد سخنانش نيز چندان محل توجه قرار نمي گيرد و بدتر از آن شان فرد"بي حيثيت"به پايين ترين درجه ها نيز سقوط مي کند. در فضاي سياسي کشور در ناآرامي هاي پس از انتخابات بسياري از ارزش هاي رايج در جامعه به ثمن بخس حراج شد و گوهر هايي که پيش از اين پشتوانه اخلاق و فرهنگ ما شناخته مي شدند، صرف "تيله بازي" کودکانه اي شد که نتيجه آن گم شدن گوهرهاي غلطاني بود که در کوي و برزن و در زير پاي عابران بي خبر با خاک يکسان پنداشته شد.يکي از اين گوهر ها"اعتبار "رسانه بود.اعتباري که گويي قرار بود در پاي مطالع سياسي گروه هاي مختلف قرباني شود.احزاب و گروههاي سياسي اکنون دريافته اند که مي توان از اعتبار رسانه براي خود حيثيتي دست و پا کرد و اين چنين شد که در آستانه برگزاري انتخابات دور دهم رياست جمهوري رسانه هاي عمدتا الکترونيکي پا به عرصه دنياي سياست -و نه رسانه-گذاشتند.انواع و اقسام نظرسنجي هاي سوگيرانه، انتشار سخنان دروغ منتسب به افرادموجه،داستان پردازي هاي خيالي از جلساتي که هيچ گاه برگزار نشده بودو پس از انتخابات نيز دروغ پراکني و تهمت زدن به گروه ها و شخصيت هاي مقابل از جمله اين پيوند عميق ميان سياست و رسانه بود.بسياري از ناهنجاري هاي رايج در دنياي سياست به فضاي رسانه تزريق شده بود تا سلامت آن از ميان برود. بحران مخاطب بيماري همه گيري است که از برکت(!) اتفاقات سياسي چندماهه گذشته است. گردوخاک نا آرامي هاي موجود در کشورروزي فرو خواهد نشست و فضا شفاف تر خواهد شد و هر فرد و گروهي به آنچه که سزاوار است خواهد رسيد، اما آنچه در اين ميان زيان خواهد ديد "رسانه " است.همان که "اعتبار" چون خون بايد در رگ هايش در جريان باشد. هر کس در هر کجاي کشورکه در حوزه رسانه فعاليتي مي کند بايد نگران اين اعتبار باشد.درستکاري حلقه مفقوده تحولات سياسي و رسانه اي کشور است.شايد اميد بستن به بهبود بيماري در فضاي سياست کمي خوش خيالي باشد اما هنوز مي توان به بازگشت حيثيت رسانه ها اميدوار بود. اين همان ضرري است که از هر کجاي آن که بر گرديم منفعت است. اعتبار رسانه به عملکرد آن بستگي دارد. علت هاي مخاطب گريزي اگر شناخته شده و از ميان برود مي تواند به هجوم مخاطبان بينجامد. هنوز هم مي توان حيثيت رسانه ها را برگرداند، اگر رسالت ديرين رسانه که خبر رساني است احيا شود و خبرسازي به محافل و گروههايي سپرده شود که چندان در بند نام و اعتبار نيستند.